تبلیغات
محبت به عیسی مسیح
شنبه 3 خرداد 1393

شخصیت انبیاء در کتاب مقدس 3

   نوشته شده توسط: هادی عباسی    نوع مطلب :مسیحیت ،

از قدیم گفته اند که حرمت امام زاده را باید متولی آن نگه دارد؛ در ادیان الهی دلسوز ترین مردم به دین انبیاء عظام هستند و وظیفه اصلی آنان راهنمایی مردم به مکارم اخلاقی و هشدار به آنان از عواقب گناهان است.

پیامبرانی که به خدا هم دروغ میبندند

و نبی سالخورده ای در بیت ئیل ساکن می بود و پسران آمده او را از هر کاری که آن مرد خدا آن روز در بیت ئیل کرده بود مخبر ساختند… و از عقب مرد خدا رفته او را زیر درخت بلوط نشسته یافت… وی را گفت : همراه من به خانه بیا و غذا بخور. او در جواب گفت:… به فرمان خداوند به من گفته شده است که در آنجا نان مخور و آب منوش و از راهی که آمده ای مراجعت منما، او وی را گفت من نیز مثل تو نبی هستم و فرشته ای به فرمان خداوند با من متکلم شده گفت او را با خود به خانه ات برگردان تا نان بخورد و آب بنوشد اما وی را دروغ گفت. پس همراه وی در خانه اش برگشته ، غذا خورد و آب نوشید… و چون رفت شیری او را در راه یافته کشت… و چون نبی که او را از راه برگردانیده بود شنید، گفت: این آن مرد خداست که از حکم خداوند تمرّد نمود لهذا خداوند او را به شیر داده که او را دریده و کشته است ، موافق کلامی که خداوند به او گفته بود… و آن نبی جسد مرد خدا را برداشت و بر الاغ گذارده آن را باز آورد و آن نبی پیر به شهر آمد تا ماتم گیرد و او را دفن نماید »[1]

اگر هر گناهی را هم که بتوان به انبیای الهی نسبت داد، دیگر افترا به خدا را نمی­توان به آنان نسبت داد؛ زیرا به اذعان همه، پیامبر الهی باید در دریافت و ابلاغ پیام خدا معصوم و مصّون از اشتباه باشند؛ زیرا اگر پیامبری بتواند به خداوند دروغ ببندد، دیگر چگونه باید به آیاتی که ادعا می­کند از طرف خدا آورده، اعتماد کرد؛ اما بر خلاف اعتراف مسیحیان به مصّون بودن انبیا از خطا در ابلاغ وحی، باز دامان ایشان را حتی از چنین نسبتی پاک نداشتند و انبیا در كتاب مقدس حتّی به خداوند هم نسبت دروغ می­بندند.



[1] -  اول پادشاهان ۱۳ : ۱۱ ۲۹


دوشنبه 22 اردیبهشت 1393

توهین به انبیاء در کتاب مقدس 2

   نوشته شده توسط: هادی عباسی    نوع مطلب :مسیحیت ،مقایسه تطبیقی بین اسلام و مسیحیت ،

لوط و هم آغوشی با دختر خودش

پس از عذاب قوم لوط وی با دو دخترش در غار صوغر  ساکن شدند که این اتفاق افتاد

 و لوط از صوغر برآمد… دختر بزرگ به کوچک گفت: پدر ما پیر شده و مردی بر روی زمین نیست که بر حسب عادت کل جهان به ما در آید بیا تا پدر خود را شراب بنوشانیم و با او همبستر شویم تا نسلی از پدر خود نگاه داریم. پس در همان شب پدر خو درا شراب نوشانیدند و دختر بزرگ آمده با پدر خویش همخواب شد و او از خوابیدن و برخاستن وی آگاه نشد… آن شب نیز پدر خود را شراب نوشانیدند و دختر کوچک همخواب وی شد و از خوابیدن و برخاستن وی آگاه نشد پس هر دو دختر لوط از پدر خود حامله شدند».[1]

اگر شرابخوری را حرام ندانیم و نوشیدن آن را هم دور از شأن پیامبران ندانیم، اما بد مستی تا بدین حد !! ؛ آنچنان که دو شب متوالی از همبستری با دخترانش نیز خبردار نشد!!

جالب است بدانیم نسلی كه از همبستری دو دختر لوط با پدرشان به وجود آمدند(موابیان و بنی عمون ) و بعدها دو قوم بزرگی را به وجود آوردند؛ از اجداد حضرت عیسی شدند؟

نوح و مستی 

 و نوح… شراب نوشیده مست گردید و در خیمه خود عریان گردید و حام ، پدر کنعان برهنگی پدر خود را دید و دو برادر خود را بیرون خبر داد… و نوح از مستی خود به هوش آمده، دریافت که پسر کهترش با وی چه کرده بود». [2]



[1] - پیدایش ۱۹ : ۳۰ ۳۶

 

[2] -پیدایش ۹ : ۲۰ ۲۴


یکشنبه 21 اردیبهشت 1393

توهین به انبیاء در کتاب مقدس 1

   نوشته شده توسط: هادی عباسی    نوع مطلب :مسیحیت ،

پیامبران و شخصیت­ها در کتاب مقدس

کمتر پیامبری را می توان در کتاب مقدس یافت که آماج تهمتها و نسبتهای  ناروا نبوده باشد از ابراهیم، یعقوب و موسی گرفته تا حضرت مسیح    

بدون شک هیچ منطقی نمی تواند بپذیرد که پیامبران بزرگ الهی که اسوه و سرمشق مردم و رابطه بین خدا و خلق هستند اینگونه غوطه ور در منجلاب گناه و فساد باشند  

چگونه است که مسیحیان نمی توانند رهبری یک پاپ یا کاردینال بی دین و خدا نترس را بپذیرند اما به راحتی بدترین نسبتها را به بزرگترین پیامبران الهی پذیرا می شوند؟

 

غیرت ابراهیم

«و ابرام به مصر فرود آمد... به زن خود سارا می گفت: اینک می دانم که تو زن نیکو منظر هستی همانا چون اهل مصر تو را ببیند گویند این زوجه اوست پس مرا بکشند و تو را زنده نگاه دارند پس بگو که تو خواهر من هستی... و امرای فرعون او را دیدند و او را در حضور فرعون ستودند پس وی را به خانه ی  فرعون در آوردند و به خاطر وی با ابرام احسان نمود و او صاحب میش ها و گاوان و ... شد و خداوند فرعون و اهل خانه او را سبب سارای زوجه ابرام به  بلایای سخت مبتلا ساخت و فرعون ابرام را خوانده گفت: ... چرا گفتی او خواهر منست، که او را به زنی گرفتم. [1]

یعقوب مکار، دروغگو و حیله گر

در کتاب مقدس داستانی در باره یعقوب ذکر میکند که به فریب برکت را که شامل ولایت بر دیگر برادران و مواهب مادی و معنوی بعد از اسحاق بود از برادرش عیسو سرقت میکند

وچون اسحاق پیر شد و چشمانش از دیدن تار گشته بود ، پسر بزرگ خود عیسو را طلبیده به وی گفت:..اکنون سلاح خود یعنی ترکش و گمان خویش را گرفته به صحرا برو و نخجیری برای من بگیر و خورشی برای من چنانکه دوست می دارم ساخته نزد من حاضر کن تا بخورم و جانم قبل از مردنم تو را برکت دهد… رفقه بشنید… آنگاه رفقه (همسر حضرت اسحاق) پسر خود یعقوب را خوانده گفت:

به سوی گله بشتاب و دو بزغاله ی خوب از بزها نزد من بیاور تا از آنها غذایی برای پدرت به طوری که دوست می دارد، بسازم و آن را نزد پدرت ببر تا بخورد و تو را قبل از وفاتش برکت دهد… پس نزد پدر خود آمده گفت: ای پدر من، گفت لبیک تو کیستی ای پسر من؟ یعقوب به پدر خود گفت: من نخست زاده ی تو عیسو هستم…پس او را برکت داد و گفت آیا تو همان پسر من عیسو هستی ؟ گفت من هستم پدرش‌اسحاق به وی گفت: ای پسر من! نزدیك بیا و مرا ببوس. پس نزدیك آمده، او را بوسید و رایحۀ لباس او را بوییده، او را بركت داد و گفت: همانا رایحۀ پسر من، مانند رایحۀ صحرایی است كه خداوند آن را بركت داده باشد. پس خدا تو را از شبنم آسمان و از فربهی زمین، و از فراوانی غله و شیره عطا فرماید. قوم­ها تو را بندگی نمایند و طوایف تو را تعظیم كنند، بر برادران خود سرور شوی، و پسران مادرت تو را تعظیم نمایند. ملعون باد هر كه تو را لعنت كند، و هر كه تو را مبارك خواند، مبارك باد » [2]



[1] - پیدایش 12 : 10 19

 

[2] - یپدایش ۲۷ : ۱-40


شبهه :  موضوع "برتری بنی اسرائیل" بر جهانیان در قرآن

یَا بَنِی إِسْرَائِیلَ اذْكُرُواْ نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْكُمْ وَأَنِّی فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعَالَمِینَ ( سوره مبارکه بقره آیات 47 و 122 )

اى بنى‏اسرائیل یاد آرید نعمت مرا كه به شما دادم و آنکه شما را بر جهانیان فضیلت دادم ‏

پاسخ  :  بطور خلاصه کلمه ( برتری ) ترجمه مناسبی برای کلمه ( فضیلت ) نیست.

 چنانچه میدانیم  کلمه ( برتری ) تداعیگر مفاهیمی مانند  سرتر بودن-  بالا تر بودن - سروری -  استیلا -  احاطه  و نظایر اینهاست...

حال آنکه  کلمه  فضل  به معنای فزونی یا  ویژگی  است ...

برابر آیاتی از قرآن کریم خداوند به  بنی اسرائیل (  نوعی ویژگی خاص ) یا نوعی از ( دارایی ) عطا فرموده است . که به سایر عالمیان آن نوع ویژگی خاص ( یا دارایی )  را عطا نفرموده است ...

نکته مهم اینکه داشتن هر نوع ویژگی یا ( ویژگی خاص ) مطلقا به مفهوم  داشتن هر نوع  برتری یا ( امتیاز خاص ) نیست . لذا هیچگونه احترامات خاص یا حقوق خاص را نیز ایجاب نخواهد کرد .

اما اینکه آن ویژگی کدامست ؟ با توجه به آیات فوق و نیز آیات 20 و 21 سوره مبارکه مائده بنظر میرسد  این ویژگی ناشی از نعمتی منحصر به فرد است که خداوند به آنها ارزانی داشته بوده است .

وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ اذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَیْكُمْ إِذْ جَعَلَ فِیكُمْ أَنبِیَاء وَجَعَلَكُم مُّلُوكًا وَآتَاكُم مَّا لَمْ یُؤْتِ أَحَدًا مِّن الْعَالَمِینَ 20  یَا قَوْمِ ادْخُلُوا الأَرْضَ المُقَدَّسَةَ الَّتِی كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَلاَ تَرْتَدُّوا عَلَى أَدْبَارِكُمْ فَتَنقَلِبُوا خَاسِرِینَ 21

و هنگامى كه موسى به قوم خود گفت اى قوم من نعمت خدا را بر شما به یاد آرید هنگامى كه در شما پیمبرانى قرار داد و شما را ملوک گردانید و به شما آنچه را که به كسى از جهانیان نداد ارزانى داشت ‏ ( 20) ای قوم من  به سرزمین مقدسى كه خدا براى شما نوشت در آئید وبر پشتهاى خود برنگردید تا زیانكاران‏ بازگردید (21)

نکته : بدیهیست هر گونه فضیلت به دست خداوند خالق قادر متعال بوده و آنرا به هر کس که خود بخواهد اعطا میکند لذا هر گونه رشک یا چون و چرای بندگان کاری ناصواب خواهد بود .

...أَنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ ( سوره مبارکه حدید آیه 29 )

...فضل در دست خداست‏ به هر كس بخواهد آن را میدهد، و خدا داراى فضل بسیار است‏.

وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ .... ( سوره نساء آیه 32 )

 و آنچه را خداوند به آن‏، بعضى از شما را بر بعضى دیگر فضیلت داده آرزو مكنید ...

ضمن اینکه قران زبان سرزنش گونه زیادی در باره بنی اسراییل به خاطر ناسپاسی و نافرمانیشهایشان دارد


 


سه شنبه 12 فروردین 1393

برده داری در مسیحیت و کتاب مقدس

   نوشته شده توسط: هادی عباسی    نوع مطلب :مسیحیت ،پاسخ به شبهات ،

1.      شبهه :  موضوع برده داری در قرآن کریم چیست و آیا قرآن برده داری را به رسمیت میشناسد؟

 

پاسخ : در قرآن کریم حقیقتا موضوعی با عنوان برده و برده داری به مفهوم رایج کلمه مشاهده نمیگردد .آنچه هست قرآن کریم این واقعیت عینی و طبیعی که انسانها از حیث استقلال شغلی و مالی و یا کارگری و کارفرمایی و یا مقام ومنصب اجتماعی و ... از درجات و جایگاه متفاوتی برخوردار هستند را برسمیت میشناسد . اما این مطلقا به مفهوم برسمیت شناختن برده داری نیست .

برده داری رابطه ای غیر انسانی و ظالمانه است که طی آن بردگان کالایی تجاری و قابل خرید و فروش هستند . انسانهایی ستمکش و مظلوم که نه تنها نیروی کارآنان بلکه جان و ناموس و شرف انسانی آنان نیز به رایگان در مالکیت تام واختیاراربابان زور گو و ظالم و ستمگرست .

پر واضح است که  قرآن کریم هیچگاه چنین رابطه  ننگین و غیر انسانی وظالمانه را برسمیت نشناخته است . بلکه آنرا نفی نیز میکند.

برای نمونه از دیدگاه قرآن هیچ اربابی ( غیر از خدا ) وجود ندارد. و هرگونه ارباب و ارباب گیری کفربوده و نفی گردیده است. ( سوره های مبارکه آل عمران 64 و80 , توبه 31 ویوسف 39 )

ظلم و ستمگری  و تجاوز به حقوق وکرامت انسانی بندگان خدا جرم و از بدترین گناهان و مستوجب شدید ترین عذاب های الهیست . ( آیات متعدد )

و تفاوت نژاد و رنگ و زبان در جوامع انسانی فقط بدلیل شناسایی آنها از یکدیگر است . و ملاک کرامت انسانها نزد خدا تنها پرهیزکار تربودن آنهاست . ( سوره های مبارکه حجرات آیه 13 و روم آیه 22)

بنظر میرسد  شبهه وجود برده داری در قرآن مجید ناشی از وجود کلماتی مانند عِبَاد , عَبْد ( در مقابل حُرّ ) , رَقَبَة , فِی الرِّقَاب , مَلَكَتْ أَیْمَان , أَمَة  ,  إِمَاء  , أَسِیر  و اَسْرَى است .

حال آنکه هیچکدام از این کلمات به معنای برده نیستند و در بردارنده مفاهیم دیگری مانند افراد وابسته یا غیرمستقل , امر بران , غلامان خانه زاد , خدمتکاران دائمی و ( خانه محرم ) , دختران خدمتکارخانگی , اسیران یا (اسیران بیگار) و نظایر اینها هستند .

نکته : شاید یافتن مفهوم دقیق کلمه أَسِیر نیازمند تحقیق بیشتر باشد . اما بنظر میرسد مراد همان اسیران جنگی هستند . (یا اسیران جنگی که  که وادار به کار مجانی یا بیگاری { نوعی از بردگی } میشوند ) . این کلمه در 3 آیه از قرآن موجود است ...

 وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا ( سوره مبارکه انسان آیه 8 )

 (مومنین) همراه با محبت به مسکینی و فقیری و اسیری غذا میخورانند.

اى پیامبر به آن اسیران كه در دست شمایند بگو  اگر خدا در دلهاى شما خیرى بداند به شما بهتر از آنچه از شما گرفته شده بدهد و شما را بیامرزد و خدا آمرزنده مهربان‏ است ( سوره مبارکه انفال آیه 70)

پیامبرى را نسزد ( یا نبوده ) که اسیرانی داشته باشد تا در زمین كشتار كند شما بهره دنیا را میخواهید و خدا آخرت را میخواهد و خدا عزّتمند حكیم‏ است ( سوره مبارکه انفال آیه 67 )

و نکته جالب توجه در مورد  کلمه رقبه (وفی الرقاب) اینکه در تمامی آیات مربوطه خداوند دستور به آزادسازی آنها و نیکویی و محبت و دادن مال به آنها و دادن صدقات به آنها فرموده است ( هر چند این کلمه بمعنای غلام زرخرید یا  نوعی برده باشد ) . سوره های مبارکه نساء آیه 92 , مائده 89 , مجادله 3 , بلد 13 , بقره 177 و توبه 60

مِّا مَلَكَتْ أَیْمَان ( آنچه یمین ها مالک است ) نیز زنانی هستند که تحت  مسئولیت صاحب اختیار خود بسر میبرند . و دستیابی به مفهوم دقیقتر میسور نیست و در هر صورت به معنای بردگان زن نیستند.

 

 

در کنار توضیحات فوق نگرش کتاب مقدس به مساله برده داری نیز دارای توجه است

عهد جدید:

" ‌ای
 غلامان، مطیع آقایان خود باشید با کمال ترس؛ و نه فقط صالحان و مهربانان را بلکه کج خلقان را نیز " (رساله اول پطرس ۲: ۱۸)

یا

"
 غلامان را نصیحت نما که آقایان خود را اطاعت کنند و در هر امر ایشان را راضی سازند و نقیض گو نباشند؛ 10 و دزدی نکنند بلکه کمال دیانت را ظاهر سازند تا تعلیم نجات‌دهنده ما خدا را در هر چیز زینت دهند. " (عهد جدید تیتوس 2: 9)

یا

" ‌ای
 غلامان، آقایان جسمانی خود را در هر چیز اطاعت کنید، نه به خدمت حضور مثل جویندگان رضامندی مردم، بلکه به اخلاص قلب و از خداوند بترسید. 23 و آنچه کنید، از دل کنید بخاطر خداوند نه به بخاطر انسان. 24 " (غلاطیان 3 : 23- ۲۴)

یا 

" ای آقایان، با
 غلامان خود عدل و انصاف رابه ‌جا آرید، چونکه می‌دانید شما را نیز آقایی هست در آسمان. " (غلاطیان 4: 1)

عهد عتیق :

" اگر به
 برده نیاز دارید می‌توانید از اقوامی که در اطراف شما هستند،خریداری کنید. 45 همچنین می‌توانید فرزندان بیگانگانی را که در بین شما زندگی می‌کنند، حتّی اگر در سرزمین شما به دنیا آمده باشند،بخرید. 46 آنها تا زنده هستند، غلام شما می‌باشند و می‌توانید آنها را بعد از خود برای فرزندانتان واگذارید، امّا شما نباید با اسرائیلی بدرفتاری کنید. " (لاویان 25: 44-46)

یا

" اگر کسی
 دختری را بخرد تا با او ازدواج کند ولی بعداً از او خوشش نیاید، آنگاه می‌باید به پدرش بازفروخته شود و ارباب او حق ندارد وی را به بیگانگان بفروشد. زیرا به او خیانت کرده است. " (خروج 21: 8) 

یا
 

"اگر کسی
 غلام یا کنیز خود را با عصا بزند به طوری که در همان وقت بمیرد باید مجازات شود. ولی اگر یکی دو روز بعد بمیرد، مجازات نشود؛ چون آن غلام یا کنیز جز دارایی او بوده و همین ضرر برای او کافی است. " (خروج 21: 20-21)

یا

" اگر کسی
 غلام یا کنیز خود را طوری بزند که چشمش از بین برود، او را در عوض چشمش آزاد کند. اگر دندان او را بشکند، او را در عوض دندانش آزاد کند. " (خروج 21: 26) 

یا

" چون بیرون روی تا با دشمنان خود جنگ کنی، و یهوه خدایت ایشان را به ‌دستت تسلیم نماید و ایشان را اسیر کنی [در جنگ شما را پیروز گرداند و شما اسیرانی بگیرید] ، 11 و در میان اسیران زن خوب صورتی دیده، عاشق او بشوی و بخواهی او را به زنی خود بگیری، 12 پس او را به خانه خود ببر و او سَر خود را بتراشد و ناخن خود را بگیرد. 13 و رخت اسیری خود را بیرون کرده، در خانه تو بماند، و برای پدر و مادر خود یک ماه ماتم گیرد، و بعد از آن به او درآمده، شوهر او بشو و او زن تو خواهد بود."

(تثنیه 21: 10 13)



دوشنبه 11 فروردین 1393

کندوکاوی در مسیحیت تبشیری

   نوشته شده توسط: هادی عباسی    

به گزارش «شیعه نیوز»، حیات اجتماعی ایرانی از گذشته‌های بسیار دور با دین آمیخته شده و همیشه دین در حکم عنصری مهم، تأثیری اساسی در زندگی مردم ایران داشته است.

سرزمین ایران در طول تاریخ، ادیان گوناگونی به خود دیده که مهم‌ترین آن‌ها دین اسلام بوده است. دین اسلام، پس از ورود به ایران با حمله خلیفه دوم باعث تغییراتی اساسی در نگرش و سبک زندگی مردم شد.

ایران قبل از اسلام دارای پیروانی از دین مسیحیت بوده و در تاریخ آمده است که پس از میلاد عیسی مسیح(علیه السلام)، تعدادی از ایرانیان به همراه کاروان‌ هدایا به زیارت آن حضرت در اروشلیم مشرف می‌شدند و بعد از ظهور اسلام هم پیروان دین مسیح(ع) بعضا در ایران در حوالی مناطق صعب‌العبور و ییلاقی به همراه عده‌ای از یهودیان زندگی می‌کردند. اولین گروه مسیحیان پروتستان (شاخه میسیونری مسیحیت) در سال 1024 شمسی در ایران حضور یافتند و اقدام به فعالیت کردند و علاوه بر تبلیغ مسیحیت و جذب ایرانیان به آیین مسیح(ع)، اقدام به تأسیس مراکز خیریه‌ای مانند یتیم‌خانه‌ها، مراکز نگهداری سالمندان، بیماران خاص و نابینایان کردند.

گروه دیگری از مسیحیان در سال 1324 رسماً در ایران با نام خلیفه‌گری تهران و شمال اعلام موجودیت کردند و گستره فعالیت جغرافیایی آنان شامل استان‌های تهران، مرکزی، قزوین، زنجان، مازندران، گلستان و خراسان اعلام شد و فعالیت‌های میسیونری آن‌ها در 40 سال گذشته به صورت منظم‌تری ادامه یافت، در ابتدای انقلاب اسلامی، میسیونر‌های خارجی از کشور اخراج شدند و مدیریت کلیساهای پروتستان‌ با مدیریت رهبران مسیحی ایرانی و با هدایت میسیونر‌های خارجی ادامه یافت.

اما در حال حاضر، بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد، مباحث تئوریک در حوزه دینی افزایش یافته و کماکان نیز ادامه دارد و چالش‌هایی که دین در ایران بدان مبتلاست به اشکال گوناگون ظاهر شده است، یکی از آن موارد، بحث سکولاریزاسیون است. به غیر از این موضوع، آنچه در چند سال اخیر شاهد شکل‌گیری آن بوده‌ایم، گرایش به ادیان دیگر به خصوص مسیحیت است.

هرچند این امر ملموس نیست، اما افزایش آمار در این زمینه در مقایسه با سال‌های گذشته، زنگ خطر را برای ما مسلمانان به صدا درآورده است. در ادامه به منظور آگاهی بیشتر از این جریان، فعالیت و عملکرد آن در ایران مورد بررسی قرار می‌گیرد:

*تبلیغ و جذب مسیحیت در ایران

-هدف:

هدف مسیحیت در تبلیغ، جذب مسلمانان است.

-برنامه:

برنامه‌های جذاب، آماده‌سازی سخنران‌های توانمند، تبلیغ آزادی‌های مفرط، برنامه خاص برای جذب جوانان.

-روش‌های عضو‌گیری:

روش عضو‌گیری در مسیحیت به صورت هرمی است و افرادی که جذب می‌شوند خود به تبلیغ می‌پردازند. این در حالی است که افرادی که به مسیحیت می‌پیوندند از حداقل اطلاعات عقیدتی برخوردارند و تنها به صورت خودکار، به تکرار آموزه‌ها می‌پردازند.

-راه‌های جذب:

روش‌های جذب در مسیحیت تبشیری به دو دسته کلی تقسیم می‌شود که عبارتند از:

دیداری و شنیداری

1- تبلیغات تلویزیونی: تلویزیون ماهواره‌ای به صورت گوناگون نقش به سزایی در اعمال تبلیغات مسیحیت ایفا می‌کند. مجموعه‌های رسانه‌ای که به صورت شبکه‌ای و کاملاً هماهنگ به تحرک می‌پردازند با شیوه‌های گوناگون به صورت مستقیم و غیرمستقیم تبلیغات وسیعی را برای مسیحیت به مرحله اجرا در می‌آورند. از جمله شبکه‌ها و رسانه‌هایی که می‌توان به آنها اشاره کرد «محبت تی وی»، «نجات»، «امید ایران» و ... است.

عمده محورهای القای این تلویزیون‌ها شامل موارد زیر است:

-تبلیغات مسیحیت صهیونیستی: انجام تبلیغات ویژوه معتادان و معلولان با استفاده از تصاویر ساختگی و جعلی و انتشار موسیقی و تصاویر و نماهنگ‌های هیجان‌آور به صورت مداوم.

-نشان دادن مسیحیت به عنوان دینی فراگیر که توانسته تمامی نژاد‌ها را به خود جذب کند.

2- تبلیغات اینترنتی: برخی از ویژگی‌های منحصر به فرد اینترنت، زمینه‌ای را فراهم آورده است تا بسیاری از گروه‌ها و جریان‌های غیرقانونی از آن به عنوان وسیله‌ای امن جهت تبلیغ و جذب بهره‌برداری کنند. مبلغان مسیحی در اینترنت با حداقل 30 سایت رسمی در حال فعالیت هستند. تالار گفت‌وگوی این سایت‌ها به محلی برای جذب ایرانیان تبدیل شده است.

افراد، تبلیغ‌ها را دریافت و پس از مدتی به محافل خانگی دعوت می‌شوند. از کارکردهای دیگر اینترنت تشویش اذهان عمومی، انتشار اکاذیب و بزرگ‌نمایی است.

تبلیغ مستقیم

-تبلیغات شهری: تبلیغات شهری مسیحیت شامل طیف وسیعی از اقدامات می‌شود مانند: دیوارنویسی، ترسیم صلیب بر روی اماکن عمومی و خصوصی، توزیع سی دی تبلیغی رایگان نظیر «خدا محبت است»، «داستان خدا» و ...

همچنین توزیع رایگان کتاب‌هایی نظیر «حیات در مسیح»، «عیسی کیست»، «اصول اعتقادی ما»، «خدمت تعلیم» و ... از این دست اقدامات است.

-تبلیغات در کلیساهای خانگی: این کلیساها منازلی هستند که کیشیشان مسیحی و یا افراد مرتد تازه جذب شده، مالکیت و یا اجاره آنها را در اختیار دارند. این محل‌ها توسط سازمان‌های کلیسایی با مبالغ قابل توجهی اجاره داده می‌شود تا توسط مالک، امورات جذب افراد صورت گیرد. این مکان‌ها عمدتا شاهد رجوع جوانان تازه جذب شده هستند. برخی کتب، سی‌دی، جزوات، شب‌نامه‌ها و وبلاگ‌های اینترنتی در این اماکن تهیه، توزیع و به روز رسانی می‌شود.

-  اغواگران: گروه‌های مبلغ انجیل، طیف وسیعی از زنان را در اختیار دارند و از این گروه برای جذب افراد مذکر بهره‌‌برداری می‌کنند. این گروه از افراد با سخنرانی و تبلیغ چهره به چهره در محافل به جذب جوانان اقدام می‌کنند.

*جامعه هدف

سازمان‌های تبلیغات مسیحیت با تشکیل گروه‌های متعدد در کشور با انجام تبلیغات به صورت تخصصی علیه اقشار و گروه‌های سنی مختلف جامعه به خصوص 18 تا 20 سال و 20 تا 25 سال به جذب می‌پردازند. این گروه‌ها شامل موارد زیر می‌شود:

دانشگاهیان: با توجه به نقش و تأثیرات متقابل و بسیار مهم دانشگاهیان در تحرک جریان مسیحیت، سهم عمده‌ای از مجذوبان را دانشگاهیان (البته در سطوح پایین دانشجویی) تشکیل می‌دهند. البته اغلب دانشجویان مسلمان از زیر پا گذاشتن شریعت مبین اسلام پرهیز دارند و تنها گروه اندکی دچار این انحراف عقیدتی شده‌اند.

معتادان: فعالیت این گروه به دلیل گسترش معضل اعتیاد در کشور، بسیار گسترش یافته است در حقیقت با توجه به اینکه سیستم ترک اعتیاد مذکور نشأت گرفته از کشورهای غربی است، متولیان این گروه، از مسیحیت به عنوان عامل معنوی استفاده می‌کنند. به عبارتی معتادان اغلب دارای نارسایی‌ها و خلأهای معنوی هستند و شبکه تبلیغات مسیحیت عزم جدی برای جذب این گروه آسیب‌دیده به کار بسته است. نکته حائز اهمیت آنکه افراد مذکور با اغفال جوانان در حال ترک اعتیاد، ایشان را جهت ترک به بیرون از شهری که در آن ساکن هستند، انتقال داده‌اند و تسلط کاملی بر آن‌ها دارند.

اقشار آسیب‌پذیر و بزهکاران: دختران فراری، کودکان کار، افراد بزهکار و ... به دلیل عدم برخورداری از پشتیبانی معنوی و مادی مورد بهره‌برداری مبلغان مسیحیت قرار می‌گیرند. این افراد با استدلال اینکه یکی از حواریون عیسی مسیح(ع) «فاحشه» بوده است و عیسی(ع) او را دوست می‌داشته است، نسبت به جذب زنان فاسد به مسیحیت اقدام می‌کنند و بعضاً پس از جذب، از همین افراد برای توزیع انجیل در معابر استفاده می‌کنند.

افراد بی‌عقیده: تلاش مبلغان مسیحیت بر روی افرادی که باور مشخصی ندارند به صورت محسوس قابل مشاهده است، آن‌ها گاهاً در جذب اینگونه افراد، موفق هستند، زیرا به آن‌ها باورهایی را می‌دهند که هیچ الزام مشخصی را برایشان به همراه ندارد.

مخالفان سیاسی: مخالفان سیاسی جهت جبران خسارات مادی و معنوی شان در قبال برقراری حکومت اسلامی بهترین راه را در زمینه عقیدتی حرکت در مسیر مسیحیت انحرافی می‌یابند. شواهد بسیار زیادی از گرویدن سلطنت‌طلبان، گروه‌های رادیکال دانشجویی، اعضای سازمان‌های برانداز مسلح و ... در این زمینه موجود است.

*مراحل عضو‌گیری

افراد پس از دریافت پیام بر اساس روش‌هایی که توضیح داده شد، مراحل زیر را برای عضو‌ شدن طی می‌کنند.

مرحله اول- تماس اولیه: مخاطبان تلویزیون فارسی‌زبان اغلب با خارج کشور تماس برقرار کرده و توسط مجریان و اپراتور‌های تلفن به یکی از کلیساهای خانگی و کشیش‌های فعال معرفی می‌شوند. در خصوص سایت‌ها و مراجعان حضوری نیز شماره همراه کشیش در اختیارشان گذاشته می‌شود و پس از برقراری اولین تماس طی چند مرحله مذاکره تلفنی به مراسم دعوت می‌شوند.

مرحله دوم- دعوت به محافل: افراد جذب شده در این مرحله با در نظر گرفتن بضاعت مالی سفر برای مسافر یا مجموعه هدایت‌کننده، به یکی از محافل داخل و یا خارج دعوت می‌شوند. جلسات داخلی در منازل یاد شده موسوم به کلیسای خانگی که اغلب در مناطق مرفه شهرهای بزرگ قرار دارد، برگزار می‌شود. جلسات خارجی هم جهت برنامه‌سازی برای برگزاری جلسات بزرگ کلیسایی برپا می‌شود. عمده مهمانان این جلسه با هزینه سازمان‌های تبلیغی مسیحیت سفر و اقامت می‌کنند.

مرحله سوم- فعال‌سازی: در این مرحله سازماندهی جذب‌شدگان در گروه‌های محفلی به صورت منسجم تحت نظر فرد مشخصی در هر شهر یا منطقه صورت می‌پذیرد. پس از مدتی افراد جذب شده بعد از طی مراحل فشرده آموزشی به عواملی برای عضو گیری و جذب افرادی که باید به صورت هرمی فعالیت کنند تبدیل می‌شوند.

*شگردهای تبلیغی

استفاده از عناوین «روحانی» و «طلبه» برای تخریب اسلام و تبلیغ مسیحیت: یکی از شگردها، استافده از عناوینی نظیر روحانی و طلبه است؛ افراد ادعا می‌کنند که مدتی در کسوت روحانیت بوده و اکنون پشیمان شده‌اند.

عشق منحرف: در این شیوه به سبب عشق ورزیدن، هر گناه و هرگونه رسم منحرف‌کننده فرهنگی در یک میهمانی شبانه و... توجیه پیدا می‌کند.

محبت ظاهری: محبت ظاهری از ارکان شگردهای تبلیغاتی آنان است. نام‌گذاری شبکه‌های تلویزیونی، سایت‌ها، کتب و سی‌دی‌ها نیز بیانگر استفاده مبلغان از شعار محبت در کانون تبلیغات مسیحیت است.

تظاهر امید به آینده: از دیگر محورهایی که مورد توجه قرار می‌گیرد تظاهر به امید است. در حقیقت گردانندگان تبلیغات دریافته‌اند که انسان امروزی نیازمند امیدواری است و از این دریچه نهایت تلاش خود را برای مرتبط ساختن امید به آینده جهت دعوت افراد به مسیحیت به کار می‌بندند.

تظاهر به مثبت‌اندیشی: سیل گسترده نظریات مثبت‌اندیشانه اگرچه حاوی نکات سازنده نیز است اما کانون تولید و پرورش این مباحث در جریان تبلیغ کلیسایی قرار دارد. آن‌ها می‌کوشند با تظاهر به مثبت‌اندیشی خلاء معنوی عمیق پیروان را پر کنند.

شادی کاذب: عنصر شادی در تبلیغات مسیحیت نقش کلیدی دارد. شاد زیستن در این جریان یعنی گوش دادن به موسیقی پاپ، خواندن سرودهای دسته جمعی، بوسیدن یکدیگر، رقص و ... این اقدامات که با فرهنگ ایرانی و اسلامی سازگار نیست، مکرراً تبلیغ می‌شود.

ادعای معجزه: تصاویر و متن‌های تولید‌شده شبکه‌های تبلیغالتی مسیحیت عمدتاً شامل یکسری معجزات مورد ادعای این جریان است، زنان و پیرانی که از بیماری‌های سخت نجات یافته‌اند، بیشترین حجم این گونه تبلیغ‌ها را به خود اختصاص می‌دهند. در حقیقت این دسته از مروجان امیدوارند با بزرگ‌نمایی و دروغ‌پردازی پیرامون احتمال انجام معجزه در قبال بیماران، طمع ناآگاهان را در جذب به مسیحیت برانگیزند.

ادعای کشف و شهودهای دروغین: ادعاهای کشف از کیشیشان تلویزیونی و خانگی آن‌قدر تکرار شده است که سبب شده حتی بسیاری از گروندگان تازه وارد نیز ادعای کشف و شهود کنند.

*آسیب‌ها

به طور خلاصه عمده آسیب‌هایی که فعالیت مبلغان مسیحیت بر پیکره فرهنگی کشور وارد کرده است، شامل موارد زیر می‌شود:

دانشگاه

-کمرنگ شدن علایق و اعتقادات مذهبی دانشجویان مسلمان.

-گسترش انحرافات فکری و اخلاقی در بین برخی دانشجویان که یکی از مظاهر آن بدحجابی است.

-شکل‌گیری محافل و گروه‌های غیرقانونی دانشجویان.

جامعه

-ترویج انحرافات اخلاقی و فرهنگی با عنوان شادی.

-از دست دادن روحیه غیرت و تعصب دینی در سطوح جامعه.

-ترسیم فضای یاس‌آلود از آینده جوانان کشور و باورهای مذهبی ایشان.

-جذب اقشار آسیب‌دیده و آسیب‌پذیر.

*تهدیدات


-برقراری ارتباط تلفنی و اینترنتی سریع با خارج از کشور که موجبات جذب افراد به سازمان‌های جاسوسی غرب را با انگیزه مذهبی فراهم می‌آورد.

-افزایش مسافرت‌های قانونی و غیرقانونی اتباع جمهوری اسلامی ایران به محافل مشکوک در کشورهای بیگانه.

*راه‌های مقابله


-اطلاع‌رسانی به گروه‌های آسیب‌پذیر به گونه‌ای که موجبات تبلیغ مسیحیت را فراهم نیاورد.

-اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی وسیع و موثر به اساتید و مدرسان دانشگاهی.

-راه‌اندازی پایگاه‌های اینترنتی مؤثر و فعال در این زمینه.

-پاسخگویی صبورانه به شبهات دانشجویان.

مصداق‌هایی در رابطه با فعالیت گروه مسیحیت تبشیری در ایران

تبلیغ مسیحیت توسط مسافران در مترو: با شدت گرفتن برنامه‌های ماهواره‌ای و اینترنتی به منظور تبلیغ و ترویج ادیان دیگر در میان مسلمانان و شیعیان، این روزها فضای مترو و تاکسی‌ها نیز به عرصه تحرک جدی عاملان این تهاجم فرهنگی تبدیل شده است. در یکی از این موارد تبشیری، خانمی با ظاهری آراسته و با خوشرویی در مسیر متروی قلهک ضمن حضور در واگن ویژه بانوان و در دست داشتن یک انجیل میان مسافران به تبلیغ دین مسیحیت پرداخت. وی می‌گفت: دین مسیح، دین محبت است. در کتاب انجیل آمده است که حتی اگر دشمن یک سیلی روی صورتت زد، آن طرف صورتت را نیز به طرفش بگیر تا به آن نیز سیلی بزند، در حالی که علی ‌بن ابی‌طالب موضوع قصاص را مطرح کردند و معنای حقیقی دشمن را به شیعیان تعریف نکرده است. اگر به عمق انجیل پی ببرید، خواهید یافت که دین مسیح کامل‌ترین دین است.

تبلیغ مسیحیت تبشیری بین مسافران ایرانی: به تازگی در یکی از پروازهای یک شرکت داخلی مشاهده شده که افرادی به توزیع کتب و نشریاتی در راستای تبلیغ مسیحیت صهیونیستی اقدام کرده‌اند. در همین زمینه کتابی با عنوان «آیا خدا واقعاً به ما توجه دارد» چاپ کشور ایتالیا توزیع شده است. نوروز امسال نیز توزیع کتب تبلیغ مسیحیت، به ویژه انجیل در فرودگاه‌های خارجی در بین مسافران ایرانی افزایش بسیار چشمگیری داشته است.

ترفند جدید مسیحیت تبشیری برای جذب مسلمانان: به تازگی فعالیت مسیحیت تبشیری در فضای مجازی شدت یافته است. انتشار جزوات و مجموعه‌های صوتی منتسب به گروه‌های تبشیری با موضوعات ایرانیان در کتاب مقدس، چگونه مسیحی شوم؟ و ازدواج و طلاق در مسیحیت دارد.

یکی دیگر از فعالیت گروه‌های تبشیری برای جذب جوانان ایرانی، دادن وعده پناهندگی به آنان در صوت پذیرش آیین مسیحیت است، موضوعی که به صورت رسمی در ادارات مهاجرت سه کشور اروپایی در دستور کار قرار گرفته است و با نظارت کشیشانی از کلیسا اجرا می‌شود.

منبع: فارس 


یکشنبه 11 اسفند 1392

نقد ابدی بودن شریعت حضرت موسی؛ مناظره

   نوشته شده توسط: هادی عباسی    

مناظره آیت الله خویی با عالم یهودی پیرامون ابدی بودن شریعت حضرت موسی
به گزارش «شیعه نیوز»،  یکی از مهمترین راههای شناخت انبیاء، ارائه کاری فرا بشری توسط آنهاست که قرآن کریم از آن، با عنوان "بیّنه" و یا "آیت" تعبیر می‌کند و در بین مسلمین از آن به "معجزه" یاد می‌شود.چون نبوت پیامبران گذشته به دوران معین و محدودى اختصاص داشت، دوران معجزه آنان نیز طبعا کوتاه و محدود و تنها براى مردم آن دوران بوده است؛ زیرا براى عده‏اى از مردم آن عصر، با دیدن این معجزه‏هاى موقت و محدود اتمام حجت مى‏ گردید و براى عده دیگر نیز به وسیله نقل پیاپى و متواتر، اذعان و یقین حاصل و حجت خدا بر آنان تمام مى‏ شد.

 ولى یک شریعت و نبوت جاودانى، باید داراى یک معجزه و بیّنه جاوید نیز باشد؛ زیرا معجزه اگر محدود و منحصر به یک زمان گردد، گذشتگان و آیندگان نمى‏توانند آن را با چشم خود درک نمایند و اخبار و نقل‏هاى پی در پی نیز در اثر مرور زمان ممکن است از بین برود و یا لااقل در اثر عوامل مختلف، تردیدهایى در آنها به وجود آید.در این صورت براى مردم آینده که این نشانه‌ها و کارهای فرابشری را نتوانسته‏ اند ببینند، حجت تمام نمى‏ گردد.این نکته موضوع مهمی را در رابطه با ادیان آسمانی بیان می‌دارد. از همین رو مرحوم آیت الله خویی از مراجع بزرگ تقلید شیعیان در قالب مباحثه‌ای علمی با یکی از علمای یهود این موضوع را به گفتگو می‌نشیند که دوران دین یهود سپرى شده و دلایل و معجزاتشان تمام شده است ...

ایشان از آن عالم یهودی می‌پرسد: آیا شریعت تنها براى یهودى‏هاست و یا به تمام مردم و ملت‏ها عمومیت دارد؟

اگر اختصاص به ملت یهود داشته باشد، ملت‏هاى دیگر به پیامبر دیگرى نیازمند خواهند بود و آن پیامبر به نظر شما جز پیامبر اسلام چه کسى مى‏تواند باشد؟ اگر شریعت موسى(علیه السلام) همگانى و جهانى است و به تمام بشر و انسان‏ها عمومیت دارد، پس به یک دلیل همیشگى و گواه زنده‏اى نیازمند خواهد بود.در صورتى که امروز چنین دلیل و گواهى در دست نیست؛ زیرا معجزات حضرت موسى (علیه السلام) به عصر خود وى اختصاص داشت و بعد از وى، اثرى از آن باقى نمانده است تا موجب باور و یقین شود و بقا و استمرار آئین یهود را براى همیشه ثابت کند و در تمام اعصار و قرون، گواه حقانیت آن باشد.

اگر بگویید: گرچه این معجزات فعلا وجود ندارد، ولى تواتر اخبار و نقل‏هاى فراوان، وجود آن‏ها را روشن و مسلم مى‏ سازد، در جواب خواهیم گفت که:

اولا: معجزه، در صورتى مى‏تواند، از راه تواتر ثابت شود که تعداد ناقلانش به حدى برسند که در میان مردم موجب یقین شود. اما شما نمى‏توانید چنین تواتری را در اثبات معجزات حضرت موسى (علیه السلام) در هر عصرى و میان هر ملت و نسلى ثابت کنید.

ثانیا: اگر تنها نقل معجزات در اثبات یک حقیقت کفایت کند، این که به معجزات حضرت موسى اختصاص ندارد، شما معجزات حضرت موسى(علیه السلام) را نقل مى‏کنید، مسیحیان معجزات حضرت عیسى (علیه السلام) را نقل مى ‏کنند، مسلمانان نیز معجزات پیامبرشان را.پس چه تفاوتى در میان این نقل‏ها هست که گفتار شما در نقل معجزات حضرت موسى(علیه السلام) پذیرفته شود ولى گفتار دیگران نه! اگر تنها نقل معجزات یک پیامبر موجب تصدیق آن پیامبر شود، شما چرا نبوت پیامبران دیگر را که معجزات همه آنان نقل شده است، تصدیق نمى‏ کنید

عالم یهودی در پاسخ گفت: معجزاتى که یهودیان براى حضرت موسى(علیه السلام) نقل مى‏ کنند، مسیحیان و مسلمانان نیز آن‏ها را تصدیق مى‏ نمایند و به صحت آن‏ها اعتراف دارند و اما معجزات پیامبران دیگر، مورد قبول همه نیست. این است که آن‏ها به دلائل دیگر نیازمندند تا به مرحله اثبات برسندآیت الله خویی فرمود: آرى، درست است که مسیحیان و مسلمانان نیز معجزات حضرت موسى(علیه السلام) را قبول دارند، ولى نه از راه تواتر و نقل‏هاى یهودیان. بلکه به علت این که پیامبرانشان از آن معجزات خبر داده‏اند.

مسیحیان و مسلمانان، معجزات حضرت موسى (علیه السلام) را به وسیله پیامبرانشان مى‏ شناسند و اگر نبوت آنان را نپذیرند، راهى به درستی معجزات حضرت موسى نخواهند داشت تا او را به پیامبرى قبول کنند.این اشکال تنها به دین یهود اختصاص ندارد؛ بلکه به تمام ادیان گذشته هم متوجه است و تنها دین اسلام است که معجزه آن جاودان و در تمام قرون و اعصار زنده و در میان تمام ملت‏ها و نسل‏ها جریان دارد و تا روز رستاخیز با جهانیان سخن مى‏ گوید و آنان را به سوى حق دعوت مى ‏کند.

ما از راه این معجزه جاودان و جارى که همان قرآن است، اسلام را مى‏ شناسیم و آن را تصدیق مى‏کنیم، اسلام را که شناختیم و پذیرفتیم، از تصدیق تمام پیامبران گذشته نیز ناگزیریم؛ زیرا که قرآن و پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) آنان را امضا و تأیید کرده است. قرآن تنها معجزه جاودان و همیشگى است که صحت تمام کتب آسمانى پیشین را امضا و به صدق و پاکى تمام پیامبران گذشته شهادت مى‏ دهد و به آنان ارج مى‏ نهد.برگرفته از کتاب "البیان فى تفسیر القرآن‏"(1)، تألیف: آیت الله العظمی خویی


سه شنبه 29 بهمن 1392

اطلاعیه برگزاری نشست علمی بررسی فرق و ادیان 3

   نوشته شده توسط: هادی عباسی    

سلام دوستان عزیز
برگزاری نشست علمی
بررسی جریان شناسی افراط گرائی در اسلام و مسیحیت
زمان: سه شنبه ششم اسفند ماه 1392 از ساعت 10 الی نماز ظهر
مکان: مشهد مقدس، خ امام خمینی (ایستگاه سراب) امام خمینی 14، نماز خانه جامعة المصطفی العالمیة
استاد کارشناس: محمد کاشانی، مدیر انجمن گفتگوی اسلام و مسیحیت.


سلام

چند روز در پیام نمای مسنجرم نوشتم« اگه دلت برا خدا تنگ شد بیا کمی با هم درد دل کنیم»

یکی از دوستان با دیدن این نوشته سر صحبت را باز نمود و در ضمن به شبهه ای در باره ادعای شفا بخشی توسط یکی از مجریان شبکه های مسیحی اشاره کرد که بنده نیز در حد توانم پاسخ گفتم

امید وارم برای دوستان نیز مفید باشد

از آنجا که این گفتگو بصورت چت بوده است باید خط به خط دنبال شود و بصورت چت دو نفره خوانده شود تا بیشتر مفهوم باشد

بنده ایدی خود و خانم ناتاشا را به فارسی تبدیل نمودم تا نوشته ها قاطی نشه.

ناتاشا: با خدا نسبتی داری؟

هادی عباسی: اول هر سخن سلام

ناتاشا: سلام

هادی عباسی: من بنده خدا هستم که کتابش را مطالعه میکنم

ناتاشا: راجع به بنده خدا بودن همه بنده هستیم

هادی عباسی: من گفتم درد دل میکنم یعنی همدردی نه اینکه بخواهم از سوی خدا چیزی بگم یا بدم

هادی عباسی: تجربه های دینی و دریافت های رحمانی از خدا

ناتاشا: تجربه دینی

هادی عباسی: شاید شبیه همین

ناتاشا: حوصله سوال داری بپرسم

ناتاشا: معجزه چیه

هادی عباسی: تعریف ش در لغت

هادی عباسی: عاجز کننده است

هادی عباسی: ولی در اصطلاح چیزی که دیگران از آوردنش عاجز باشند

ناتاشا: خب

هادی عباسی: در اصطلاح دینی معجزه

هادی عباسی: عملی است که با آن میشود صدق دعوای مدعی نبوت یا امامت را شناخت

هادی عباسی: البته در بحث امامت کمی اختلاف است

ناتاشا: یعنی یک علم که نشون میده شخص ربروی ما از طرف خدا هست یا نه

هادی عباسی: بله تقریبا

هادی عباسی: معجزه علم نیست

هادی عباسی: چون علم قابل اموختن است ولی معجزه نه

ناتاشا: اگر امروز یک نفر بیاد و مثل موسی صا بیاره و به سنگ بزن چشمه جاری بشه ای معجزه هست

هادی عباسی: اگه دعوای نبوت هم بکنه بله

هادی عباسی: ولی ممکنه چشم بندهی باشه

ناتاشا: از کجا بفهمیم راست هست یا دروغ

هادی عباسی: تحدی بکنه یعنی از دیگان هم بخواهد که اگه میتونند بیارند

هادی عباسی: ادعای نبوت هم داشته باشد

هادی عباسی: کسی هم نتونه بیاره

ناتاشا: حالا اگر کسی نتوست بکنه اون موقع چطور

هادی عباسی: با بررسی ادعای اون و تطبیقش با دیگر مبانی دینی بر فرض اثبات میشه گفت نبیه

هادی عباسی: که این یک فرض است

هادی عباسی: نمیتونه واقع بشه

ناتاشا: تا اینجای بحث را داشته باش

ناتاشا: یک داستان هست در مورد حر و حسین در کربلا

هادی عباسی: چند دقیقه

ناتاشا: و شاه صفوی و قصد نبش قبر کردن

ناتاشا: باشه

ناتاشا: و دیدن جسد شهدا کربلا

ناتاشا: حالا اینطور نوشتند که جسد حر سالم دیده میشه

ناتاشا: ایا دیدن جسد حر دلیل بر حقانیت شیعه هست یا نه

هادی عباسی: اصل سلامت ماندن جسد دلیل بر حقانیت و بطلان نیست

هادی عباسی: چون جسد فرعون هم سالم ماند

هادی عباسی: ولی مورد به مورد باید دید

هادی عباسی: در ضمن این کرامت است ومعجزه نیست

هادی عباسی: خداوند میخواهد با این کار چیزی را بفهماند

ناتاشا: با این نظریه موافقم

ناتاشا: یک مسیحی هست بنام رضا مصفا

ناتاشا: داره مدتیه شفا میده

ناتاشا: فلج خوب میکنه و کور خوب میکنه

هادی عباسی: با جسد فرعون نشان دهد که مستکبری مثل فرعون جسدش سالم میماند

ناتاشا: میگه از روح القدس قدرت میگیره

هادی عباسی: توی تلویزیون

ناتاشا: بله

هادی عباسی: ممکنه دکان باشه

هادی عباسی: در ضمن بر فرض که ادعاش درست باشه

ناتاشا: خب

هادی عباسی: بیماری ها سه دسته اند

هادی عباسی: بیماری های روحی

هادی عباسی: جسمی

ناتاشا: خب

هادی عباسی: جسمی که ریشه در روح و روان دارند

هادی عباسی: مثال جسمی مانند کور مادر زاد

ناتاشا: خب

هادی عباسی: در روحی و جسمی از نوع دوم ممکنه کسی با مشکلات روحی به خودش تلقین کنه که من یک دردی دارم

هادی عباسی: بعد مدتی درد درش ایجاد میشه

هادی عباسی: و یا تلقین کنه که من دارم کور میشم

ناتاشا: بله

هادی عباسی: و ناملائمات روحی انسان را به دردهای جسمی مبتلا کنه

ناتاشا: بله

هادی عباسی: همان گونه که این درد ها با تلقین بوجود میایند و یا از طریق اثار سوء فکری بوجود میایند

هادی عباسی: همانگونه با تلقین از بین میرند

هادی عباسی: این مساله امروزه با تجربه و تحقیق ثابت شده است

ناتاشا: بله

هادی عباسی: اگر جناب مصفا راست میگه کور مادر زادی را که اصلا چشمش خالی شده شفا بده

هادی عباسی: پس نیمتونیم کار اونو معجزه بگیم یا دلیل حقانیت مسیحیت

هادی عباسی: چون کاری است که یک بودائی هم میتونه بکنه

ناتاشا: مجری شبکه وصال که از رفتارهای کشیش صفا، مجری شبکه مسیحی نجات عصبانی شده بود با افشاگری علیه وی، رضا صفا را یک صهیونیست خواند و گفت: «من چند روز پیش داشتم شبکه نجات را می دیدم، رضا صفا مجری شبکه نجات که یک صهیونیست علنی و یک شارلاتان بزرگ است را دیدم. ایشان به هندوستان رفته بود. در هندوستان توی سر مردم بدبخت می زد و می گفت بروید شفا پیدا کردید

وی برای محکوم کردن شارلاتان بازی این گونه افراد گفت: «این افراد اگر راست می گویند به بیمارستان بروند و بچه هایی که سرطان دارند را شفا بدهند

 

هادی عباسی: ولی مسیحیات در این زمینه با ثروت و استفاده از ابزار رسانه دست پیش گرفته

ناتاشا: کشیش رضا صفا مجری شبکه مسیحی "نجات"، در برنامه‌ای که در تاریخ ۳ شهریور پخش شد، مدعی گردید که خداوند به وی دستور داده تا شخص کوری را شفا دهد.

وی در ادامه خالی‌بستن‌اش گفت: «خداوند به من گفت برو چشم این مرد را باز کن». در دلم به خداوند گفتم: «این همه جمعیت وجود دارد اگر چشم این مرد باز نشود که آبروی‌مان می‌رود!».

خداوند به من گفت: «با من بحث نکن (احتمالا در اینجا لج خدا را درآورده بوده است)، برو و چشمانش را باز کن».

رفتم به آن شخص (کور) گفتم: «آقا شما چیزی می‌بینید؟»

ناتاشا: فتم به آن شخص (کور) گفتم: «آقا شما چیزی می‌بینید؟».

 

گفت: «نه؟ من کاملا کور هستم! (و در دلش کمی هم خندیده و رویش نشده به کشیش بگوید مگه خودت کوری که نمی‌بینی من کورم؟)».

دستم را روی چشمانش گذاشتم، (و بجای دعا) گفتم: «در نام عیسی مسیح ناصری فرمان می‌دهم که چشمت باز شود، و این کوری از تو بیرون بی‌آید (این بخش را با موزیک ترسناک بخوانید، مثلا جن‌گیر، چون وقتی کوری از چشم این کور بیرون بی‌آی

ناتاشا: رضا صفا در ادامه مسیر نبوت‌اش گفت: «از آن روز به بعد کورها در جلسه ما شفا می یابند».

تشیع‌نیوز: طبق شواهد موجود (منظورمان وحی که به ایشان شده)، جناب‌شان را منبعد باید پسر بعدی خدا (معاذالله) بدانیم، چون ... خودتان می‌دانید ما را به دردسر نیاندازید. فقط امیدواریم جنا صفا بعد از احراز مقام نبوت یک‌باره خدایش را از خدایی خلع نکند. ... هوالشافی.

هادی عباسی: این ادعا های خود ش است باید سند و مدرک هم از طریق معتبر ارائه کرد

ناتاشا: بله

هادی عباسی: مسیحیتی که در خدایش دچار تناقض است اصلش مشکل دارد

هادی عباسی: اونا با این کار ها و تجربه های دینی میخواهند مردم عوام را جذب کنند

هادی عباسی: ما ضعف داریم که نمیائیم و معجزات امام رضا علیه السلام را منتشر کنیم

ناتاشا: خب

هادی عباسی: معجزات جمکران را

هادی عباسی: من اول گفتم تجربه دینی منظورم این نوع تجربه ها نبود

هادی عباسی: تجربه های شخصی نه بلکه تجربه هایی که اثبات پذیر باشند

ناتاشا: خب

هادی عباسی: چرا مسیحیت با این همه اعجازی که جناب صفا دارد در امریکا و اروپا ناکام است و مردم جهان سوم را جذب میکند

هادی عباسی: میداند که این مردم دردمند هستند و بدنبال درمان میگردند

ناتاشا: و چرا در بیمارستان نمیره شفا بده

هادی عباسی: بله

هادی عباسی: افرادی خاص را که خودش انتخاب میکنه

ناتاشا: یک نوع شعبده بازی

هادی عباسی: اگه بگی برو شفا بده میگه من از طرف خدا دستور میگیرم که چه کسی را شفا بدهم

هادی عباسی: این کار اونا و گفته های اونا همه اش مغالطه است

هادی عباسی: اگه کسی با فن مغالطه و جدل آشنا باشد به راحتی دستشان را رو میکند

هادی عباسی: اگه سوال دیگه ای دارید در حد توان در خدمتم

ناتاشا: نه ممنون دارم فکر می کنم

ناتاشا: مزاحم نمیشم

ناتاشا: شب زیبایی داشته باشی

ناتاشا: خدانگهدار

هادی عباسی: موفق باشید


یکشنبه 6 فروردین 1391

خدا در بینش یهود

   نوشته شده توسط: هادی عباسی    نوع مطلب :خدا در ادیان تحریف شده ،

بسم الله الرحمن الرحیم

چکیده

مساله خدا شناسی و صفات خداوند، اصلی ترین بخش ادیان الهی را تشکیل می‌دهد، دین یهود دچار تحریف و انحراف قطعی از آموزه های وحیانی شده است، در این نوشتار نخست به عوامل تحریف ‌و انحراف در آموزه های یهود می‌پردازم و در قدم بعدی به پاسخ سوالی که آیا فهم نویسنده‌گان مسلمان از الفاظ کتاب مقدس، با فهم یک یهودی مطابق است یا خیر و در پایان به مساله توحید در آموزه های یهود با ذکر نمونه‌هایی پرداخته‌ام.

کلید واژه ‌ها: خدا، یهود، کتاب مقدس، تنخ، الهیات تنزیهی، شرک، موسی بن میمون، آموزه های یهودیت.

درامد

اساسی ترین  بنیان شرایع اسمانی مساله پرستش خداوند یکتاست و مساله توحید در کتب آسمانی، اساس آموزه های دینی را تشکیل می‌دهد، زیرا اگر توحید دچار اشکال شود تمام اعمال نیک نیز در ورطه شرک سقوط خواهد کرد.

پس هدف ارسال رسل، عبادت مشروط به یکتا پرستی است؛ و الا گاهی خضوع و خشوع بت جویان خرافه پرست، در برابر بتان خود ساخته، ظاهرا به مراتب بیش از نحوه عملکرد ظاهری یکتا پرستان است.

قران مجید نیز مساله توحید را اساس دعوت انبیاء الهی معرفی نموده است.

وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا نُوحِی إِلَیْهِ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدُونِ (انبیاء/25)

و ما پیش از تو هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر اینکه به او وحی کردیم که غیر از من خدایی نیست، پس مرا بپرستید!.

اتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَالْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِیَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِكُونَ (توبه/31)

در سوره توبه، خداوند مسیحیان را مورد سرزنش قرار می‌دهد که چرا احبار و رهبان و حضرت مسیح را ، خدایان و ارباب خویش قرار دادند، درحالیکه مامور به پرستش خدای یکتا  بودند.

استحاله در محیط و فرهنگ‌های موجود، همواره در طول تاریخ آموزه های دینی را تهدید نموده است، که بدون شک تاثیر بسزائی در انحراف آموزه های دینی، چه اعتقادی و چه اخلاقی و فقهی، داشته  است.

آموزه‌های اعتقادی یهود، مورد هجوم فرهنگ چندگانه پرستی روم باستان و ارباب انواع یونان‌قدیم، قرار گرفت و بر اثر تسلط فرهنگی و نظامی رومیان بر اورشلیم، بار ها معبد سلیمان مرکز بت‌پرستی و مکانی برای خدایان دروغین همچون بعل و اشیریم و نبوت انبیاء دروغین آنان شد. استحاله یهود در فرهنگ روم و آتن در خود یهودیت خلاصه نشد؛ بلکه خدایان روم باستان پس از ورود در آموزه‌های اعتقادی یهود و آمیختن با شرک و تجسیم و خرافه، مسیحیت را در وادی تثلیث و خدایان خانوادگی نمود.

و هنوز سه قرن از ظهور مسیح نگذشته بود، خدای‌پدر که نمادی از روم باستان بود وارد مسیحیت شد و شورای نیقیه به الوهیت عیسی و سه گانه پرستی رسمیت داد..[1]

 

بیان مساله

در بین محققان و دین پژوهان شایع است که الهیات یهود، سلبی و تنزیهی است؛ و این باور غلط پوششی گردیده تا تمام نصوص صریح در متون مقدس یهود، در پس پرده قرار گیرد؛ علت اینکه محققان کمتر به نصوص اولیه می‌پردازند و بیشتر به ادعا ها و نوشته های متاخرین توجه می‌کنند مساله‌ای عجیب است، شاید بتوان گفت علت انحصار دین یهود، به قوم بنی اسرائیل و نپرداختن رهبران دینی یهود به امر تبلیغ این آئین در میان ملل مختلف، به نحوی این دین را از دسترس نقد، خارج کرده است، و از ناحیه دین یهود احساس خطر نمی‌شود، تا با آن مبارزه علمی شود، امرزوه نیز تمام همت‌ها صرف مبارزه سیاسی با تفکر صهیونیزم شده است و به ظاهر این امر بسنده می‌شود؛ در حالیکه اندیشه‌های افراطی یهود و حتی تروریزم دولتی آن نیز برخواسته از دل کتاب مقدس است.

در نوشتار حاضر به‌بررسی تحریف توحید و خدا شناسی(الهیات یهود) در  کتاب مقدس پرداخته شده است. تا میزان اعتبار ادعای سلبی بودن الهیات یهود مشخص شود.


1.         تحریف كتاب مقدس

با نگاهی گذار به تنخ، كه مهمترین بخش یهود است متوجه می‌شویم كه این مجموعه‌كتب بویژه تورات پس از حضرت موسی بدست نویسندگان ناشناس نوشته شده است، و تمایلات نویسندگان باعث تنتقض در متن گردیده است جا دارد نخست به عوامل تحریف و زمینه های آن در متون دینی یهود پرداخته شود.

زمینه های تحریف

1.1. رایج نبودن نوشتن

به طور كلی در میان بنی اسرائیل و تا زمان حضرت عیسی و بلكه در میان مسیحیان نیز تا پایان قرون وسطی، كتابت چندان رایج نبوده است،  ویل دورانت می نویسد: در قرن سیزدهم میلادی یعنی در زمانی كه جهان اسلام كتابخانه‌ی با ششصد هزار جلد كتاب خطی داشت، بزرگترین كتابخانۀ خارج از جهان اسلام كتابخانۀ كانتربری انگلیس با حدود دو هزار جلد كتاب بود.[2]

1.2.    استفادۀ انحصاری از كتب

تا قرن پانزدهم میلادی تنها روحانیان مجاز به مطالعه كتب مقدس بودند و پس از دورۀ اصلاحات بود كه مردم عادی نیز به كتاب مقدس دسترسی پیدا كردند؛ نبودن نسخه های كتب مقدس در میان مردم عادی، راه را برای هرگونه تحریف و تغییر هموار می كرد.[3]

1.3.   مفقود شدن کتاب مقدس

از مندرجات عهد عتیق چنین بر میآید که تورات در چندین مقطع از مقاطع تاریخی، در جریان برخی حوادث به کلی مفقود شده بود و هیچ کس از آن اطلاعی نداشت.

در کتاب مقدس آمده است که در زمان سلیمان مردم بتپرست شدند و در زیر هر درختی بتی آویختند. پس از سلیمان، در زمان پسرش رحبعام نیز بتپرستی شایع بود و پس از وی  چون یوشا بر سلطنت نشست، در سال هفدهم سلطنت او کاهنی به نام حلیقا ادعا کرد که کتاب مقدس را یافته است:

... و چون نقرهای را كه به خانۀ خداوند آورده شده بود بیرون می‏بردند، حلقیّای كاهن، كتاب تورات خداوند را كه بواسطۀ موسی نازل شده بود، پیدا كرد. و حلقیّا شافان كاتب را خطاب كرده، گفت: «كتاب تورات را در خانۀ خداوند یافتهام» و حلقیّا آن كتاب را به شافان داد. و شافان آن كتاب را نزد پاشاه برد.... و شافان كاتب پادشاه را خبر داده، گفت: «حلقیّای كاهن كتابی به من داده است.» پس شافان آن را به حضور پادشاه خواند. و چون پادشاه سخنان تورات را شنید، لباس خود را درید.[4]

این جملات نشان میدهند که در آن زمان تورات مفقود شده بود كه حلیقای كاهن ادعای یافتن آن را می‌كند و بنی اسراییل مدتهای مدیدی بدون خدا و بدون کاهن و بدون شریعت بودند   و بت پرست شدند.

توماس میشل كه از فرقۀ سنّت گرای ژزوئیت مسیحی است، می نویسد: تورات پنج قرن قبل از میلاد و به دست نویسنده ای ناشناس نوشته شده اما به هر حال این عمل با الهام الهی بوده است.[5]

مساله ای که کتاب مقدس ان را انکار نمی‌کند خیانت نسخه نویسان کتاب مقدس است  خداوند در کتاب ارمیا میفرماید: به تحقیق قلم كاذب كاتبان  به دروغ عمل می نماید.[6]

1.4.   استحاله فرهنگی

در كنار مطالب پیشین عامل مهم دیگر نیز وجود دارد كه به مراتب تاثیر گذار تر از دیگر عوامل، انحراف یهودیان از آئین الهی را در پی داشته است و آن هجوم و حمله های پی‌در‌پی همسایگان بنی اسرائیل به سرزمین مقدس به طمع بدست آوردن ثروت و طلای هیكل مقدس بود، در اثر این هجوم‌ها چندین مرتبه اورشلیم و معبد یهودیان با خاك یكسان گشت.

حضور نظامی و فرهنگی حاكمان بت پرست از همه مهمتر رومیان متمدن در سرزمین مقدس یهود باعث شد، قوم در بند كشیده بنی اسرائیل كم كم در فرهنگ روم و بت پرستی استحاله شوند و معبد مقدس مركز بت پرستی و خدایان دروغین شود و حتی پیامبران دروغین در معبد مقدس به نبوت از بتها بپردازند.[7]

2.        فهم صحیح كتاب مقدس

ممكن است ذهن مخاطب به این سوال مشغول شود كه آیا آنچه را كه نویسنده مسلمان این نوشتار از كتاب مقدس فهمیده است یك یهودی نیز همان را برداشت می‌كند؟ و یا این واژه ها در دین یهود استعمال خاص خودش را دارد.

گرچه پاسخ به این سوال نیاز به ‌بررسی و دقت سطر به سطر كتاب مقدس داشته و از حوصله این نوشتار بیرون است؛ اما بطور خلاصه می‌توان گفت:

2.1.    مفهوم بودن متن

الفاظ وحیانی در دین باید بگونه ای باشد كه مخاطب خویش را سرگردان و گمراه نكرده، مخاطبان داخلی آن دین بدون سر درگمی مطالب آن‌را بفهمند؛ اما بنا به اعتراف موسی بن میمون[8] عالم و دانشمند بزرگ یهود، كتاب مقدس، قابل فهم نیست.

او درنامه‌ای شاگردش، می‌نویسد:

«تنها راه چاره در برابرعبارات کتاب مقدس، حمل الفاظ بر معانی باطنی است وگرنه، دچار مشکل می‌شویم؛ زیرا حمل معانی بر ظاهر الفاظ، واقعا از خارج ازحق ومحدودة عقل خواهد بود»[9]

وقتی ابن میمون با آن همه جلالت و عظمتش در برابر الفاظ كتاب مقدس عاجزانه دست توسل به دامن تفسیر های باطنی و عرفان كابالایی دراز می‌كند، نشانگر نا معقول بودن این كتب است.

2.2.  بی اعتباری نسخه های موجود كتاب مقدس

هیچ سندی در انتساب كتاب مقدس به خدا و پیامبران الهی وجود ندارد.

در تورات كه مهمترین كتاب تنخ است  داستان مرگ حضرت موسی و وقائع سالها پس از مرگ آن حضرت نیز ذكر شده است در حالیكه یهودیان مدعی اند این كتاب وحی خدا به حضرت موسی است.[10]

2.3.     نا استواری متن كتاب مقدس

از استواری و ارتباط متن پی به توان و فهم نویسنده متن می‌توان ‌برد؛ از نویسندگان برتر انتظار متن‌هایی با كمترین خلل را انتظاری بجا و صحیح است و اندكی خلل در متن از وجاهت نوشتار و نویسنده آن می‌كاهد؛ تورات موجود و كتب مقدس یهود بنا بر ادعای یهودیان بدون نقص و عاری از هرگونه عیب بوده و دست نبشته خدای حكیم است، حال چنین متنی كه منسوب به خدای حكیم و دانای بی مثال است، چگونه باید باشد؟ مسلم است كه انتظار از متن الهی به مراتب بیشتر از نوشته‌های برترین انسان‌ها است، و اگر نقصی در نوشته‌های الهی كه در عرف دین‌داران، به وحی الهی معروف است، دیده شود انتساب متن به خدا بعنوان نخستین شبهه‌ در ذهن خطور می‌كند و در صورت اصرار  و پا فشاری، این شبهه به حكمت خداوند سرایت خواهد كرد.

در«تنخ»، عباراتی وجو دارد که نشانگر خام بودن نویسنده و نوشتار اوست به ذكر دو مثال بسنده می‌شود.

2.3.1.   یهوه قصدکشتن موسی(ع) را دارد.

 خدایی که موسی را برای هدایت قوم فرستاده است، چگونه می‌توان توجیه نمود که ناگهان پشیمان شده، همچون سبک مغزان و کم خردان، تصمیم حمله به پیامبرش را بگیرد و بخواهد او را به قتل برساند و پس از آنکه همسر موسی، غلفة پسرش را جلو او می‌اندازد، خداوند- همچون کودکان آرام- بگیرد. [11]

حتی اگر توجیه گران معاصر یهود، ادعای خلاف نص عهد قدیم نموده و بگوینددراین مورد، فرشته خدا بوده است، باز هم مشکلی را ازآنها حل نمی‌کند؛ زیرا فرشتگان خدای حکیمِ حاضرِناظر، بدون اذن ودستور اوکاری نمی کند.

2.3.2.  تناقض گویی

تناقض در رفتار و كردار، نشانگر شخصیت نامتعادل و غیر قابل اعتماد است و گفته چنین شخصیتی در هیچ جایی اعتبار ندارد.

کتب مقدس درفرازهایی، اشعار می دارند که خداوند، به قدوسیت خود قسم خورده که تخت، تاج ونسل داوود را تاابد نگه دارد ودروغ هم نمی‌گوید؛ ولی در پایان همان فرازها، داوود ازخدا شکایت می‌کند که تو عهد خود را شکسته ای!.[12] یا در جایی می‌گوید: پسران را به خاطر گناهان پدران مجازات نخواهم کرد؛ اما درجای دیگر تصریح می کند که به خاطر گناه پدر، تا چهار نسل او را عذاب خواهم نمود.[13] یا در باره مؤمنان می‌گوید: تانسل هزارم آنها رحمت خواهم نمود. این کلمات، به ظاهر احساس بر انگیزند؛ ولی با دقت در فرازهای پیشین و مسلمات تاریخی، تناقض گویی و دروغ آن آشکار می شود.چون به عنوان نمونه، اگر هر نسل را حد اقل سی سال حساب کنیم، هزار نسل، سی هزار سال خواهد شد.

طبق گواه متون معتبرتاریخی، قوم یهود یکی از پر عذاب ترین اقوام بوده اند و براساس نوشته های «تنخ» موجود، فرزندان انبیا وحتی خود انبیا، مردم را به بت پرستی تشویق کرده اند.

حال اگرفرزند انسان صالحی، مرتکب گناه شد و یا دست از دینش برداشت، خداوند به خاطر وعده ای که داده است، باید تا نسل هزارم پدرش، تا بیست و نه هزارو نه صد و هفتاد سال پس از او نسلش را مورد رحمت قرار دهد، حتی اگر تمام نسلش به انحراف کشانده شوند ودرمقابل، به خاطر گناه خودش حتی اگر فرزندانش مؤمن باشند، تا نسل چهارم مورد غضب خداوندحکیم وعادل قرار بگیرند.


ادامه مطلب

پنجشنبه 2 تیر 1390

بررسیکتاب مقدس بخش اول

   نوشته شده توسط: هادی عباسی    

بررسیکتاب مقدس

·         محمد کاشانی     محمد توحیدی

در بخش گذشته با کتاب مقدس آشنا شدیم و دانستیم که کتاب مقدس از دو بخش عهد عتیق و عهد جدید تشکیل شده و مسیحیان به مجموعه این دو بخش ایمان دارند از دیر باز انتقاداتی از طرف اندیشمندان به كتاب مقدس وارد میشد و لی تاریخ نقّادى كتاب مقدس[1]، به صورت یك جریان گسترده و یك رشته علمى، به قرن هجدهم میلادی برمی­گردد. قبل از این دوره، تنها آثارى پراكنده و فعالیتهایى فردى در این‏باره وجود داشته است.[2]  در سنت مسیحی کتاب مقدس به عنوان الهام و کلام خدا شناخته شده بنا داریم این کتاب را از چند جهت برسی کنیم. بررسی سندی کتاب مقدس که بیشتر به سیر تاریخی رسمیت یافتن کتاب مقدس و میزان اعتبار استناد کتاب های موجود در ان به نویسندگان ادعایی اش میپردازد

بررسی محتوایی کتاب مقدس که در این بخش نیز دو موضوع کلی مورد بررسی قرار میگیرد الف) محتوا های غیر معرفتی کتال مفدس مانند تناقضات کتاب مقدس و یا اشتباهات علمی کتاب مقدس

ب) محتوا های معرفتی کتاب مقدس مانند خدا ، پیامبران و شخصیت های کتاب مقدس، بررسی شخصیت مسیح و حواریون ، جنگ و صلح در کتاب مقدس، حقوق زن و حقوق بشر در کتاب مقدس و...

ما در این جستار میخواهیم سفری بسیار دقیق به كتاب مقدس آغاز كنیم و مطالب صریحی در باره كتاب مقدس به خوانندگان خواهیم گفت  . و هیچ غرض نسبت به مسیحیت در این تحقیق وجود ندارد  وبا بد بینی به باور های دیگران نگاه نشده  و سعی نشده كه دیگران هم با بد بینی به این باور ها نگاه كنند و فقط می خواهیم از راه راستی همانطور كه عقل و منطق به ما میگوید سفری دقیق به محتوای و سندیت كتاب مقدس را آغاز كنیم  و كتاب مقدس را آنگونه كه هست بشناسیم

در تمامی مواردی كه ذكر میشود به دقت در مورد آنها تحقیق شده و بار ها و بارها با صاحب نظران و كشیشان مسیحی به بحث و بررسی گذاشته شده  ممكن است برخی از مواردی كه مشاهده خواهید کرد برای برخی از خوانندگان عجیب و غیر قابل قبول باشه ولی مطمئن باشید که تمام مطالب به دقت تحقیق شده و همه نقل قول ها مستند به كتاب مقدس است

سعی میكنیم به خواننده كمك كنیم تا  تصویری واضح از کتاب مقدس را ببینند البته باید اعتراف کنیم که مجال این نوشتار فرصت را از ما گرفته که بخواهیم به طور کامل به تمام نقاط  مورد نظربپردازیم در این نوشتار بیشر به بررسی مطالبی میپردازیم که آن ها را سخنان انبیا و خداوند متعال نمیدانیم .و برای اگاهی از مواردی که سخنان خدا میدانیم در مجالی تخصصی تر سخن خواهیم گفت.

الف: بررسی سندی کتاب مقدس

عموم مسیحیان کتاب مقدس را کلام خدا میدانندو معتقدند كه كتاب مقدس بهطور كامل و  الهام گردیده و نفس خدا در آن دمیده شده است[3] در كتاب مقدس نیز این مطلب بیان شده استتمامی كتب الهام خدا است[4] و هنگامی که ما میگوییم این کتاب به الهام خداست ممکن است این سوال مطرح شد که این کتاب را خداوند به چه کسی الهام کرده و کدام یک از پیامبران الهی پیام آور این کتاب بودند . در این مورد سنت کلیسا جواب واضحی میدهد و کتاب ها را به نویسندگان مرسوم نسبت میدهند به عنوان نمونه تورات ( 5 کتاب اول عهد عتیق) را به حضرت موسی نسبت میدهند

نویسنده تورات چه كسی است ؟

در گذشته تصور بر این بود که تورات نوشته موسی است اما امروزه حتی بسیاری از مسیحیان سنتی در مقابل شواهد غیر قابل تردید تسلیم شدند و پذیرفته اند این کتاب نوشته موسی نیست اما هنوز هم در میان کلیسا های سنتی افراد زیادی هستند که مدعی هستند کتاب توراتی که امروز به دست ما رسیده نوشته موسی است. برخی از کشیشان نیز آن قدر دربارۀ هویّت نویسنده اسفار پنجگانه با قاطعیت سخن می­گویند كه هر كس را كه با آنان در این موضوع مخالفت نماید، بدعت­گذار به حساب مى­آوردند.

برای نخستین بار ابراهیم ابن عزرا (1089 - 1164 م.) ، دانشمند یهودی، پرده از این راز بزرگ برداشت که نویسنده اسفار پنجگانه کسی جز حضرت موسی است، ولی چون جرأت آشکار نمودن عقایدش را نداشت، گفتار خود را محدود به اشاراتی مبهم نمود. او می­گوید که در اینجا رمزی وجود دارد که اگر کسی که آن را بفهمد، باید ساکت بماند. قرنها بعد، باروخ اسپینوزا (1632 – 1677م.)، دانشمند مشهور از سخنان ابن عزرا رمز گشایی کرد و خود نیز مطالبی به آن افزود. مجموعۀ تحقیقات وی اثبات می­کند که اسفار پنجگانه، نوشتۀ حضرت موسی نیست.

سخنان ابن عزرا كه در تفسیرش بر سفر تثنیه موجود است، به شرح زیر است:

«آن طرف اردن و... اگر چنان باشد كه رمز دوازده را بدانى... علاوه موسى تورات را نوشته... در آن وقت كنعانیان در آن زمین بودند... در كوه خدا به او وحى مى­شود... سپس تخت خواب او، تخت آهنین او را نظاره كن؛ بنابراین، تو این حقیقت را خواهى دانست. ... پس در آنجا رمزى وجود دارد و بگذارید كسى كه آن را می­فهمد، ساكت بماند.»

گویا ابن عزرا در این جملات میخواسته به خواننده بفهماند كه مولف تورات شخص دیگری غیر از حضرت موسی است بوده كه مدتهاى طولانى بعد از وی می­زیسته است. به علاوه، كتابى كه موسى نوشت، با تورات امروزی تفاوت فاحش دارد.و سالیان سال این رازی كه ابن عذرا میگفت كسی كه آن را میفهمد باید ساكت بماند برای همه مكتوم ماند  قرن ها بعد، وقتی اسپینوزا تفسیر سفر تثنیه او را مطالعه می­کرد، متوجه منظور وی شد و سخنش را شرح داد. آنچه در پی می­آید، خلاصه­ای از مطالبی كه اسپینوزا بر نویسنده کتاب مقدس وارد ساخته را بررسی میكنیم.[5] در ابتدا، قسمتهای مختلف سخنان ابن عزرا را با شرح و اضافات اسپینوزا توضیح می­دهیم:


آن طرف رود اردن

ابن عزرا در تفسیرش عبارت «آن طرف رود اردن» را به کار می­برد که به صراحت به آیه اول سفر تثنیه اشاره دارد: «این است سخنانى كه موسى به آن طرف اردن در بیابان عَرَبه مقابل سوف، در میان فاران و توفَل و لابان و حفیروت و دیذَهَب با تمامى اسرائیل گفت.»[6] اسپینوزا مینویسد : اسپینوزا سوال میکند چگونه وقتی موسی هیچگاه نتوانست از (رود) اردن گذر کند در تورات آمده این سخنان موسی در آن طرف (رود) اردن است و تورات مینویسد که موسی  در این سمت رود ( قسمت شرقی) جان سپرد؛ چنان که در سفر تثنیه آمده است :«و خداوند به من گفته است كه از این اردن عبور نخواهى كرد».[7] و این یوشع، جانشین حضرت موسى است كه به دستور خداوند از اردن عبور می­كند[8]

موسی تورات را نوشت

اسپینوزا مینویسد:

در سفر تثنیه، این عبارت به چشم می­خورد که «و موسى این تورات را نوشته»[9]. اما این كلمات را نمی­توان به موسى نسبت داد؛ بلكه باید از نویسندۀ دیگرى باشد كه اعمال و نوشته­هاى موسى را حكایت می­كند.

داستان مرگ موسی

همچنین باید خاطر نشان كرد كه در تورات(کتابی که به حضرت موسی منسوب است)، داستان مرگ ایشان ذکر شده است. این تاریخ نه تنها نحوه مرگ موسى، بلکه جزئیات عزاداری و محل دفن و حتی گم شدن مکان قبر وی را نیز ذکر می­کند. در آخر سفر تثنیه می­خوانیم:

«پس موسی بندة خدا در آنجا به زمین موآب برحسب قول مرد.[10]»

و دربارۀ محل دفن او آمده است:

«و او را در زمین موآب در مقابل بیت ‌فعور در دره دفن كرد و احدی قبر او را تا امروز ندانسته است. [11]»

لحن این سخن، بدون تردید از گذشتۀ دوری حکایت دارد و نویسندۀ این سطور باید دهها سال پس از موسی زندگی کرده باشد تا بتواند بگوید که:

«و احدی قبر او را تا امروز ندانسته است.»

و هیچ تردید نیست كه نویسنده این كلمه خود حضرت موسی نیست زیرا به زمانی اشاره میكند تا امروز قبر موسی شناخته نشده است

و جالب این جاست که نویسنده به جزئیات مراسم دفن و عزاداری حضرت موسی اشاره می­کند و می­گوید که بنی اسرائیل سی روز برای موسی ماتم گرفتند. وخود حضرت موسی نمی­توانسته اینگونه سخن بگوید:

«و بنی‌اسرائیل برای موسی در عربات موآب سی روز ماتم گرفتند. پس روزهای ماتم و نوحه‌گری برای موسی سپری گشت.[12]»

داستانی که تا سالیانی بعد از موسی ادامه داشت

اسپینوزا، در ادامه تحقیقاتش به داستانى از سفر خروج اشاره می­کند که واقعه­ای را که، تا بعد از مرگ موسى ادامه داشته است بیان می­کند:

«و بنى اسرائیل مدت چهل سال منّ را می­خوردند تا به زمین آباد رسیدند؛ یعنى تا به سر حدّ كنعان داخل شدند، خوراك ایشان منّ بود.»[13]

در این جمله، به وضوح به زمان اتمام نزول «منّ» اشاره دارد: زمانی که بنی اسرائیل به سرزمینهای آباد رسیده بودند؛ یعنی موقعی که حضرت موسی وفات یافته بود و بنی اسرائیل به فرماندهی یوشع از رود اردن گذر کردند و به سرزمین کنعانیان رسیدند. در صحیفه یوشع می­خوانیم:

«و در فرداى آن روزى كه از حاصل زمین خوردند، منّ موقوف شد و بنى اسرائیل دیگر منّ نداشتند و در آن سال از محصول زمین كنعان می­خوردند.»[14]

ملاحظه شد که در نقل سفر خروج، نویسنده از اتمام نزول منّ سخن به میان می­آورد، در حالی که تا سالیانی بعد از حضرت موسی هنوز منّ نازل می­شد؛ بنابراین، نویسنده سفر خروج نمی­تواند حضرت موسی باشد.

بنابر آنچه ذكر شد، از روز روشنتر است كه موسى نویسندۀ اسفار پنجگانه نیست؛ بلكه شخص دیگرى آن را نوشته كه مدتهاى طولانى بعد از او می­زیسته است .

[15]




دوشنبه 29 فروردین 1390

گزارش BBC از ماجرای به صلیب کشیدن مسیح (ع)

   نوشته شده توسط: هادی عباسی    نوع مطلب :مقایسه تطبیقی بین اسلام و مسیحیت ،

گزارش BBC از ماجرای به صلیب کشیدن مسیح (ع)

هیچ دلیل علمی یافت نمی شود، دلیل تاریخی این است که – بر حسب قول مورّخان- میخ های حقیقی از قرن چهارم میلادی به قسطنطنیه منتقل شده و بعد از آن میخ ها در لباس امپراطور و زین اسبش استفاده شده است.
به گزارش شیعه آنلاین - فاطمه محمدی: شبکه خبری BBC انگلیسی در گزارشی به ماجرای به صلیب کشیدن حضرت عیسی مسیح (ع) پرداخت و روایت این ماجرا از نگاه مسیحیان را با روایت اسلامی آن که در قرآن کریم بیان شده، مقایسه کرد. متن کامل این گزارش به شرح ذیل است:

مسیحیان معتقدند حضرت مسیح (ع) به صلیب کشیده شده است، در مقابل مسلمانان معتقدند کسی که عملاً به صلیب کشیده شد، یکی از دشمنان مسیح (ع) بود که از طریق اعجاز خداوندی به شکل او درآمد و به صلیب کشیده شد.

میخ های صلیب در صندوق استخوان های مردگان در قبر قیافا رئیس کاهنان یافت شده است، که انجیل می گوید این شخص مسیح را به صلیب کشاند و او را متهم به کفرگویی کرد و از رومیان خواست هرچه سریع تر او را به صلیب بکشند.

نظر می آید این سخنان که اخیراً یک روزنامه نگار صهیونیست به نام سیمخا جاکوویچ سعی دارد به اثبات برساند، نزدیک به روایات اسلامی از حکایت صلیب کشیدن مسیح (ع) باشد.. بنابراین، آیا این میخها روایت قرآن در مورد صلیب کشیده شدن حضرت مسیح (ع) را تأیید خواهد کرد؟

میخ های صلیب مسیح (ع)، حقیقت یا خیال؟
"سیمخا جاکوویچ" روزنامه نگار صهیونیست در کنفرانس مطبوعاتی پیرامون این موضوع هیچ دلیل محکمی نیاورد بر اینکه میخ های مکشوفه همان میخ های صلیب مسیح (ع) بوده اند، چنانکه تعداد کمی از دانشمندان چنین اعتقادی دارند.

ولی اگر نظریه جاکوویچ اثبات شود، آنگاه این دو میخ به یکی از مهمترین آثار مسیحیت تبدیل می شوند.

جاکوویچ که کارگردان فیلم های مستند صهیونیستی است و جوایز بین المللی متعددی را نیز کسب کرده است، هم اکنون تحقیقی پیرامون اصل این دو میخ آغاز کرده است.

جاکوویچ می گوید دلایلی که دارد، اثبات نمی کند که آن دو میخ، همان میخهایی هستند که مسیح با آنها به صلیب کشیده شد، و احتمالات قوی در صحّت این نظریه وجود دارد.

جاکوویچ در کنفرانس مطبوعاتی گفت: گمان می کنم ما دلایل کافی داریم تا به جهانیان ارائه دهیم، این دلایل صحّت نظریه ما را اثبات می کند و دانشمندان باید بحث و تحقیق در این رابطه را از سر بگیرند.

این دو میخ در یکی از آزمایشگاه های دانشگاه تل آویو پیدا شد، ولی سؤال اینجاست که: اصلاً سازمان آثار باستانی اسرائیل آن دو میخ را در کجا یافته است؟

جواب این است که در صندوق استخوان های مردگان در قبر قیافا رئیس کاهنان، که انجیل می گوید او مسیح را به صلیب کشاند و را متهم به کفرگویی کرد و از رومیان خواست هرچه سریعتر او را به صلیب بکشند. 

موزه الکفنو فیلم مستندی را نمایش می دهد که سیمخا تهیّه کرده و قرار است به مناسبت عید فصح از تعدادی شبکه های تلویزیونی جهانی نمایش داده می شود.

سیمخا می گوید در تهیّه این فیلم، بر یک انجیل قدیمی که قدمت آن به قرن ششم می رسد و به زبان عبری نوشته شده، استناد کرده، که البته کلیسا آن را به رسمیت نشناخته است. این انجیل اشاره می کند که قیافا مسیح را امان داده و وی آن دو میخ را برای تبرّک در قبر خودش قرار داده است.

موزه الکفن در کلیسای نتردام نمونه ابزارآلاتی که در صلیب کشیدن مسیح (ع) استفاده شده را نمایش می دهد.

کلیسای الکفن به کلیسای کاتولیک ایتالیا وابسته است و پاپ های مسیحی آنجا را برای تبرّک زیارت می کنند.

امّا دانشمندان باستان شناس بعد از بررسی میخ ها گفتند این میخها مربوط به زمان صلیب مسیح (ع) نیست، بلکه به قرن ها بعد برمی گردد.

روایت کلیسا در مورد مکان پیدا شدن این دو میخ با نظر سیمخا متفاوت است.

در همین راستا، دکتر پیتر مدروس استاد کتاب مقدّس و تاریخ فلسطین به BBC توضیح داد: هیچ دلیل علمی یافت نمی شود، دلیل تاریخی این است که – بر حسب قول مورّخان- میخ های حقیقی از قرن چهارم میلادی به قسطنطنیه منتقل شده و بعد از آن میخ ها در لباس امپراطور و زین اسبش استفاده شده است.

نظریات پیرامون دوره زمانی که عهد مسیحی اوّل نامیده می شود، در نزد مسیحیت، مطابق با دوره هیکل دوّم، نزد یهود، از جنجال برانگیزترین نظریات در بین محافل مورخان، مجامع دانشگاهی و نویسندگان است.


بسم الله الرحمن الرحیم

   یکی از مهمترین کتاب های یهود که بسیار مورد توجه یهودیان قرار دارد کتاب دلالة الحائرین این که موسی بن میمون قرطبی در این کتاب سعی فروانی نموده است تا تنقاضات کتاب مقدس را توجیه کند

  بنده به مناسبتی که مراجعه به این کتاب داشتم نکاتی به ذهنم در باره این کتاب رسید که در وبلاگ قرار میدهم

   یاد داشت‌هایی از کتاب دلالة الحائرین موسی بن میمون

انچه که مسلم است و به یقین قرانی و اعتراف دانشمندان یهودی و نصرانی به اثبات رسیده است تحریف و بی سند بودن کتاب مقدس می‌باشد.

اگرچه در طول تاریخ عده‌ی بر اثر برخورد با اشکالات مسلمانها در صدد توجیه چرندیات موجود و مزخرفات منتسبه به خدای متعال و انبیاء عظام بر امده اند ولی با زهم نتوانسته اند که پاسخ قانع کننده ای به پیروان خویش بدهند

یکی از بزرگان یهود که در قدر  ومنزلتش همین اندازه بس که او را در حد موسی علیه السلام بالا برده اند. بنام موسی بن میمون قرطبی اندلسی متوفی سال 1205 میلادی میباشد وی فیلسوف و نویسنده یوهدی میباشد که تحت تاثیر فلسفه اسلامی بوده و شاگردی بزرگان جهان اسلام را در پرونده خویش دارد.

پس از عصر ترجمه در جهان اسلام کتاب های دینی یهود ونصارا نیز که این زمان در جهان مسیحیت و یهودیت مخصوص کنیسه ها و کلیسا بود در دسترس عموم مردم قرار گرفت و از همه مهم تر یهودیان ومسیحیانی که در سرزمین اسلامی حضور داشته و یا به نحوی در ارتباط با مسلمان ها بودند با اشکالات فراوان مسلمانان که بر کتاب های دینی انها داشتند مواجه گردیدند.

دانشمندان یهود در صدد چاره جویی برامده و شروع به توجیه ها و تاویلات عرفانی از متون نا مربوط کتابهایشان نمودند.[1]

در قرن یازدهم ابن باقودا- درگذشته 1080م- فیلسوف و شاعر یهودی عرب رساله ای بنام الهدایه الی فرائض القلوب را به رشته تحریر دراورد[2]و قرن دوازدهم موسی بن میمون قرطبی اندلسی کتاب دلالة الحائرین را به رشته تحریر دراورد وی در این کتاب با الفاظ به بازی پرداخته و تمام نصوص و عبارات صریحی که دلالت حتمی بر مساله ای دارند را به معانی باطنی تفسیر میکند تا جایی که الفاظ را به ضد انها تاویل نموده است ( شاید بتوان گفت که اولین هرمنوتیست در تاریخ یهود موسی بن میمون قرطبی است)

وی بدلیل اشنایی با فلسفه و کلام اسلامی در صدد توجیه عبارات عهد که خدا را موجودی انسان‌وار با صفاتی نه چندان خوب معرفی میکند می‌پردازد.
وی می‌خواهد به هر طریقی که شده از عبارات کتاب مقدس را تفسیر باطنی ارائه کند و تا جایی پیش میرود که حتی الفاظ بکار رفته در کتب مقدس را به ضد ان تفسیر و توجیه مینماید.
 22 در ساعت از عقب او مثل گاوی كه به س ّ لاخ خانه می رود، روانه شد و مانند احمق به  زنجیرهای قصاص. 23 تا تیر به جگرش فرو رود، مثل گنجشكی كه به دام می شتابد و نمی داند كه به خطر جان خود می رود. 24 پس حال ای پسران مرا بشنوید، و به سخنان دهانم توجه نمایید.

ابن میمون این بخش را این گونه توضیح میدهد که خلاصه اش چنین میشود.

    دلالةالحائرین ص 14

وی می‌نویسد حاصل این مطلب هشداری است برای دوری از لذات مادی و شهوات که اصل و اساس تمام این شهوات در این ایات تشبیه شده است به یک زن زانیه و ما در اینده بیان خواهیم نمود که این زن زانیه نیست چون در اخر کتاب از این زن به نیکی یاد شده است،‌بلکه این زن بلکه بدنبال اصلاح خانه و شوهرش بوده است.

گویا ابن میمون به فصل 31 کتاب امثال اشاره دارد که در ان از زنان صالحه که در خدمت شوهر و خانواده هستند به خوبی یاد شده است حالا چگونه ابن میمون و بر اساس چه قاعده ای این دو مثال را مربوط به یک شخص میداند بیان نشده است و فقط ابن میمون بنا به سلیقه صوفی گرایانه خویش ایات را به هم پیوند میدهد تا به هر نحوی که شده است ادعای خود را به کرسی بنشاند  که مراد خداوند در کتاب مقدس ظواهر الفاظ، نیست بلکه معانی باطنی است.

 

 

ابن میمون در نامه ای که به شاگردش نوشته است می‌نویسد:


من این مثالها را برای تو نقل نمودم تا تو بعدا ار چنین توجیهاتی را از من دیدی متوجه بشوی که این تفاسیر باطنی است و به‌ دنبال معانی جزئیه ان نگردی که دچار مشکل خواهی شد...

می‌نویسد تنها راه چاره در برابر  عبارات کتاب مقدس این است که الفاظ را حمل بر معانی باطنی کنیم و الا دچار مشکل میشویم، زیرا حمل معانی بر ظاهر الفاظ واقعا از خارج از حق و محدوه عقل خواهد بود.

 اعتراف ابن میمون به سختی و غمض بودن عبارات

«حتی با توجیه هم نیاز مند تاویل هست»

وی می نویسد که میخواستم در شرح مشنئه الفاظ و معانی غریب درباره انبیاءرا که ظواهرشان، واقعا مخالف عقل می باشد بیان کنم که پس از سالها تلاش در این باره به انی نتیجه رسیدم که دست از این کار بردارم زیرا اگر مرا دخداوند باطن امور باشد من با توضیح و بیان بواطن، غرض اصلی را نقض کرده ام. و نتیجه ای هم نخواهد داشت زیرا علماء ربانیون خود بدون توجیهات من هم متوجه میشوند ولی جهلاء دچار توجیه دیگری خواهند شد که منطقی نخواد بود.


ترس ابن میمون از تناقض گویی  و توصیه به خواندندگانش

توجیه کنید! به هر قیمتی که شده است


ابن میمون و مغالطه

ابن میمون در مقدمه کتابش که حاوی نامه به شاگردش میباشد از فن مغالطه استفاده کرده است

01. هر جا نفهمیدی خودت به بهترین وجه توجیه کن.

02. این تمام کتاب همه کس نمی‌فهمد بلکه هر کسی به اندازه فهمش برداشت میکند.

03. گمان بد به علماء نداشته باش که زحمت کشیده اند.

04. تنها راه فرار از تناقضات عقلانی فقط توجیه است.

05. اتهام منتقدین به جهالت و نادانی (ص 17)


چند سوال از ابن میمون:

شما سیره توجیه را پس از سه هزار سال از نزول چگونه از شریعت موسی (ع) استخراج نمودید.؟

چه التزامی دارید که هر جوری شده عبارات ضد و نقیض کتاب مقدس را توجیه کنید؟ ایا این نوعی تعصب نیست؟

اگر قرار باشد باب توجیه بر روی معارف الهی باز شود دیگر تمام ادیان غیر الهی نیز ادعای حقانیت کرده و اموزه های انحرافی خود را توجیه خواهند نمود.

جناب ابن میمون! این گفته ها و توجیهات شما شاید در یک صورت مورد تامل قرار بگیرد و آن اینکه دیگر دینی که حتی وعده آن هم در تورات داده شده است نیامده باشد و در آن دین هم معارف نیازمند توجیه باشد

و حال ان که میبینم دین الهی اسلام، بدون نیاز به توجیه معارف حقه را ارائه کرده است

ایا این همه که خودرا به زحمت انداخته اید یک صدم آن‌را در تحقیق روی اسلام میکردید خود و جامعه یهود را به راه سعادت راهنمایی نمی‌کردید؟


[1] انچه به نظر میرسد بیشتر این بازخورد ها در اندلس بوده است

[2] اگرچه نهضت خروج از نص تلمودی و تکیه بر اصالت عهد عتیق به قرن 8 م و به شخص عانان بن داوود بغدادی متوفی 767م میرسد- افتاب و سایه‌ها ص 322 محمد تقی فعالی انتشارات نجم الهدی/ تابستان 1386


شنبه 27 شهریور 1389

به کشیش جونز بگوئید!

   نوشته شده توسط: هادی عباسی    

بنام خداوند درهم شکننده ستمگران

قسم به آیه های پاکت ای کتاب اسمانی من

در پاسخ جنایت صلیبیان خوک صفت که دست کثیفشان آیه های نور را آتش زد خواهم نوشت !

زود است که به هر آیه مظلوم قران یکی از شما ها را بسوزانیم!

آنگاه که راه پس و پیش از شما بسته شود و آسمان و زمین بر شما تنگ گردد و  خانه ها تان برسرتان ویران گردد.!

به کشیش جونز  بگوئید:

تو با سوزاندن قران, کتاب جان من، آتش زیر خاکستر ر ا شعله  ور کردی که این آتش اول دامن خودت را خواهد سوزاند و هستی ات را با زبانه های خشم خداوند خاکستر خواهد نمود!.

ما جوانان غیور سرزمین غیرت اسلام  تو و کلیسایت را به آتش خواهیم کشاند و زوزه های تو را در حال سوختن به تمام جهانیان نشان خواهیم داد    ان شاءالله

الیس الصبح بقریب


شنبه 6 شهریور 1389

شخصیت پیامبران در کتاب مقدس

   نوشته شده توسط: هادی عباسی    نوع مطلب :جایگاه عقل در پذیرش دین ،مسیحیت ،

هارون[1]، و بت سازی

و خداوند به موسی و هارون گفت چونکه مرا تصدیق ننمودید… چونکه شما نزد آب مریبه از قول من عصیان ورزیدید » [2]«و موسی به هارون گفت: این قوم به تو چه کرده بودند که گناه عظیمی برایشان آوردی؟ هارون گفت:… و به من گفتند برای ما خدایان بساز که پیش روی ما بخرامند… بدیشان گفتم هر که را طلا باشد آن را بیرون کند پس به من دادند و آن را در آتش انداختم و این گوساله بیرون آمد» [3]

و خداوند بر هارون بسیار غضبناک شده بود تا او را هلاک سازد » [4]

قرآن این كار را به شخصی بنام سامری؛ نسبت می­دهد و هارون را با بیان زیبایی از این نسبت تبرئه می­كند كه}إِنَّ القَوُمَ استَضعَفُونی وَ كَادُوا یَقتُلُونَنِی{؛[5] «این قوم بنی­اسرائیل من را به استضعاف كشاندند و نزدیك بود كه مرا به قتل برسانند.» در حالی كه در كتاب مقدس، هارون معمار ساخت گوساله معرفی می­شود.

خوب است بدانیم که طبق كتاب مقدس، همۀ كاهنان بنی­اسرائیل منحصراً باید از نسل هارون باشند و فقط اوّلاد هارون هستند كه اجازه دارند كاهن شوند و خود هارون نیز به عنوان كاهن اعظم معرفی می­شود.

 

سلیمان[6] و بت پرستی

در كتاب مقدس آمده است كه سلیمان فریب زنان انبوه خود را خورد و در روبه روی اورشلیم برایشان بت­خانه ساخت و زنانش دل وی را از خدای یگانه به سمت بت­های خود متمایل كردند و وی برای بت­ها قربانی كرد و بخور سوزانید. جالب این است که بدانیم سلیمان نویسنده سه کتاب از مجموعه 39 کتاب عهد عتیق است

و سلیمان پادشاه سوای دختر فرعون، زنان غریب بسیاری از موآبیان و عمّونیان و ادومیان و صیدونیان و حتّیان دوست می داشت از امتهایی که خداوند درباره ی ایشان بنی اسرائیل را فرموده بود که شما به ایشان در نیایید و ایشان به شما در نیایند مبادا دل شما را به پیروی خدایان خود مایل گردانند و او را هفتصد زن بانو و سیصد متعه بود و زنانش دل او را برگردانیدند... آنگاه سلیمان در کوهی که رو به روی اورشلیم است مکانی بلند به جهت کموش، که رجس موآبیان است و به جهت مولک، رجس نبی عمون بنا کرد… پس خشم خداوند بر سلیمان افروخته شد از آن جهت که دلش از یهوه، خدای اسرائیل منحرف گشت».[7]

بخوب است بدانیم که قرآن کریم چنین نسبتی را به سلیمان رد می­كند و می­فرماید }وَ مَا كَفَرَ سُلُیمَاَن[8]{ «و سلیمان كفر نورزید.» 

 

"سلیمان وپوچ گرایی"

یکی از سه کتابی که به سلیمان منسوب است کتاب جامعه می باشد می توان این کتاب را فلسفه ای بدبینانه قلمداد کرد که نویسنده آن بین ایمان وشک و امید و یاس ،لذت ورنج و مفهوم زندگی وپوچی در نوسان است او به انسانی که بسوی آینده ای ناشناخته قدم برمی دارد سفارش می کند که از زمان حاظر لذت ببرد ، برای انسان نیکواست بخوردو بیاشامدو جان خود را از مشقتش خوش سازد [جامعه 2 : 24 ]

ویا می گوید پس دریافتم برای انسان چیزی بهتر از این نیست که از دسترنج خود لذت ببرد زیرا سهم او از زندگی همین است [ جامعه 3 :23 ]ویا می گوید :درزیر این آسمان چیزی بهتر از این نیست که انسان بخورد و بنوشد و خوش باشد [جامعه 8 :15]ویا چنین می گوید «بیهودگی است . بیهودگی است زندگی سراسربیهودگی است ![جامعه2:1]. 

 

داود[9] و زنا با زن شوهر دار

و واقع شد در وقت عصر که داود از بسترش برخاسته بر پشت بام خانه ی پادشاه گردش کرد و از پشت بام زنی را دید که خویشتن را شستشو می کند و آن زن بسیار نیکومنظر بود. پس داود فرستاده درباره زن استفسار نمود و او را گفتند که آیا این بتشبع دختر الیعام، زن اوریای حِتّی نیست؟ و داود قاصدان فرستاده او را گرفت و او نزد وی آمده داود با او همبستر شد و او از نجاست خود طاهر شده و به خانه خود برگشت و آن زن حامله شد و فرستاده ی داود را مخبر ساخت و گفت که من حامله هستم» (دوم سموئیل ۱۱ : ۲ -۵)

داود به این هم اکتفا نکرد و برای آنکه آبرویش نرود نامه ای به این مضمون به یوآب نوشت : « اوریا را در مقدمه ی جنگ سخت بگذارید و از عقبش پس بروید تا زده شده بمیرد.» (دوم سموئیل ۱۱ : ۱۵)

پس از آنکه اوریا کشته شد داود زن او را به همسری خویش درآورد ! (دوم سموئیل ۱۱: ۲۷)

جای بسی تعجّب است که شخصیّتی كه چنین كارهایی را انجام داده است، نویسندۀ زیباترین كتاب عهد عتیق، یعنی مزامیر باشد. كسی كه خدا حكمتش را برای هدایت مردم از زبان وی جاری ساخته است.

اسلام چنین نسبت­هایی را به داود نمی­پذیرد و وی را شخصیتی برجسته می­داند.

 



[1] - شخصیت هارون در کتاب مقدس : هارون پیامبر خداوند بوده و همراه و یاور موسی و حتی معجزه ی تبدیل عصا به اژدها نیز از او صادر شده است.

و خداوند به موسی گفت ببین تو را بر فرعون خدا ساخته ام و برادرت هارون، نبی تو خواهد بود» (خروج ۷ : ۱)

و هارون عصای خود را پیش روی فرعون و پیش روی ملازمانش انداخت و اژدها شد» (خروج ۷ : ۱۰)

 

[2] - (اعداد ۲۰ : ۱۲ و ۲۴)

[3] - (خروج ۳۲ : ۲۱ -۲۴)

[4] - (تثنیه ۹ : ۲۰)

[5]. اعراف/150.

[6] - البته برخی معتقدند که سلیمان پیامبر نبوده است.

واقعیت این است که شخصیت برجسته سلیمان در کتاب مقدس آمده است و به سختی می توان قبول نمود که او پیامبر نبوده باشد.

تعریف هایی که در حق سلیمان وارد شده فقط و فقط در حق برخی از

پیامبران بزرگ آمده است:

چونکه اسم او سلیمان خواهد بود… و او پسر من خواهد بود و من پدر او خواهم بود و کرسی سلطنت او را بر اسرائیل تا ابدالآباد پایدار خواهم گردانید » (اول تواریخ ۲۲ : ۹ – ۱۰)

و حال به بنده ی من داود چنین بگو… آنگاه ذریت تو را که از پسران تو خواهد بود بعد از تو خواهم برانگیخت… و من کرسی او را تا به ابد استوار خواهم ساخت. من او را پدر خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود و رحمت خود را از او دور نخواهم کرد…. و او را در خانه و سلطنت خودم تا به ابد پایدار خواهم ساخت و کرسی او را استوار خواهد ماند تا ابدالاباد» (اول تواریخ ۱۷: ۷ – ۱۴)

پسرم سلیمان را برگزیده است تا بر کرسی سلطنت خداوند بر اسرائیل بنشیند.» (اول تواریخ ۲۸ : ۵)

مهمتر از تمام این توصیفات آنکه خداوند دوبار بر سلیمان ظاهر شده بود.

خداوند بار دیگر به سلیمان ظاهر شد چنانکه در جیحون بر وی ظاهر شده بود» (اول پادشاهان ۹ : ۲)

 

[7] -  (اول پادشاهان ۱۱ : ۱ – ۹)

[8]. بقره/102.

[9] - برخی می گویند داود پیامبر نبوده و از این راه کارهای او را توجیه می کنند غافل از اینکه شخصیت داود نه تنها از پیامبران کمتر نیست بلکه از بسیاری از آنان نیز برجسته تر است، در جای جای کتاب مقدس از مکالمه ی او با خداوند صحبت شده است و از جمله اول سموئیل ۲۳ : ۲ و ۴ و دوم سموئیل ۲ : ۱٫

در دوم سموئیل ۲۳ : ۱ -۲ آمده است: «و این است سخنان آخر داود :وحی داود بن یسا و وحی مردی که بر مقام بلند ممتاز گردید، مسیح خدای یعقوب و مغنّی شیرین اسرائیل روح خداوند به وسیله من متکلم شد و کلام او بر زبانم جاری گردید »

در سروده ی داود ، جملات بلندی در شأن و عظمت او آمده است: «پس خداوند مرا به حسب عدالتم جزا خواهد داد و به حسب پاکیزگیِ دستم مرا مکافات خواهد رسانید زیرا که طریق های خداوند را حفظ نمودم و از خدای خویش عصیان نورزیدم چونکه جمیع احکام او مدّ نظر من است و از فرایض او انحراف نورزیده ام و به حضور او کامل شدم و از عصیان ورزیدن خویشتن را بازداشتم…» (دوم سموئیل ۲۲ : ۲۱ – ۲۴)

در رساله به عبرانیان، نام داود در زمره اسامی پیامبران آمده است: « و دیگر چه گویم؟ زیرا که وقت مرا کفاف نمی دهد که از جدعون و با راق و شمشون و یفتاح و داود و سموئیل و انبیا اخبار نمایم که از ایمان تسخیر ممالک کردند و به اعمال صالحه پرداختند » (عبرانیان ۱۱ : ۳۲ – ۳۳)

حتی اگر از تمام این آیات صرف نظر نماییم توصیف ذیل در بیان مقام و عظمت داود کافی است :

و من پادشاه خود را نصب کرده ام بر کوه مقدس خود صهیون، فرمان را اعلام می کنم خداوند به من گفته است تو پسر من هستی، امروز تو را تولید کردم » ( مزامیر ۲ : ۶ – ۷ )

 


تعداد کل صفحات: 2 1 2